جلسه ۴
11البته این روایت به یک نحو دیگری نقل شده، روایت درست بن ابی منصور است در یک کتاب دیگر که میفرماید: یا اسماعیل لا تدعه تحریماً له ولکن دَعهُ تنزهاً لَه و تنجُّساً لَهُ، اِنَّ فی آنیةٍ الخمر و الخنزیر. خب این روایت هم بود.
روایت امام رضا علیه السلام هم بود که خادمۀ ایشان هم نصرانی بود، حضرت فرمودند دستش را میشوید و اشکالی ندارد. در حالی که خادمه غذا و همه چیز برای امام میآورد، اینها هم که خب در این جا بود.
در یک روایت دیگر باز روایت تهذیب بود که روایت وشاء است که اَنَّه کرِه سؤر ولد الزنا و الیهودی و النصرانی و المشرک و کلّ من خالف الاسلام. در این جا حضرت مشرک و یهودی و نصرانی را در یک قران قرار داد و به عنوان کِرَه ذکر میکند، خوشش نمیآید و قال اَشدُّ ذلک عندی سؤر النّاصب، که در این جا مشرک هم مثل یهودی و نصرانی و اینها آورد شده. خب این باب اسئار بود.
پس در باب اسئار مطلب بر این تعلق گرفت که خود سؤر مشرک، یهودی و نصرانی فی حد نفسه اشکال ندارد بلکه نجاست اینها و نهیی که از اینها شده عرضی است بخاطر عدم مبالات به خمر و نجاسات مانند بول و امثال ذلک. این باب اسئار بود. اطعمه و اشربه هم داخل در همین باب بیان شد.
نهی از تلبّس به لباس آنها هم عرض شد که همۀ اینها دلالت بر خلاف دارد.
در خود باب نجاست کفّار هم روایاتی که در آن جا بود عرض شد که بحث مصافحه و اینها بود و نهی از مصافحه طبق روایاتی که در آنجا بود این روایات نه تنها دلالت بر حرمت نمیکردند بلکه دلیل بر خلافش هم در این جا، در باب نجاست کفار ایشان آورده بودند.
در باب مضاف روایاتی که در باب ماء الحمام بود آن جا هم ما میدیدیم که کراهت غَسل از مائی که ولد زنا یا یهود و نصاری از آن آب خودشان را شستند از آن روایات مشخص میشد. اضافه بر این که در جائی که معاشرت با اهل کتاب در غذا اشکال نداشته باشد به طریق اُولی در بحث غَسل با آب و وضوء با آب هم همین طور است الاّ این که در آنجا عرض کردیم که چون مسئله، مسئلۀ وضوء است و وضوء هم برای صلاة است لذا در آن جا ممکن است که، ممکن است یعنی همین است که حضرت نهی از بقایای غسالۀ یهود و نصاری را از باب همان کدورت در آب، مورد نظر قرار دادند و الا اگر بحث بحث نجاست بود به طریق اُولی آنیۀ آنها باید نجس باشد در حالی که مسئله به این کیفیّت نبود و وانگهی لا شکّ و لاُشبهه که ولد زنا قطعاً نجس نیست ولی در عین حال نهی از غسالۀ ولد زنا این حکایت از همان کدورت میکند نه این که دلالت بر یک حکم تکلیفی حرمت و نجاست خارجی میکند. این هم مربوط به اینها. در ابواب ماء مضاف، در آن جا هم مسائل و روایات به همین کیفیّت عرض شد.

