جلسه ۴
10خلاصة الکلام در این مطلب در این جا این شد که ما چند نوع روایات در باب نجاست کفار داریم:
یکی اسئار است که این اسئار هم در بحث طهارات و نجاسات میآید و هم در بحث اطعمه و اشربه، هر دوی اینها را شما مطالعه کنید. در بحث اسئار نتیجۀ بحث در روایات به این رسید که سؤر مجوسی و مشرک فی حد نفسه تا مادامی که شرب خمر و اکل لحم خنزیر نکنند طاهر است و روایات در این زمینه زیاد بود و ما روایات را بیان کردیم هم در اطعمه و اشربه، اتفاقاً در اطعمه و اشربه بیشتر از اسئار هست که مقداریش را خواندیم، دیگر حالا چون من روایات جدیدی را پیدا نکردم لذا اینها را دیگر ارجاع میدهم بر ما سبق. و در باب اطعمه و اشربه و در باب اسئار آن سؤری منهی بود که در آن سؤر اکل لحم خنزیر و شرب خمر در آن جا مد نظر هست لذا امام علیه السلام از راوی سؤال میکند أ یأکلون لحم الخنریز؟ یا اَیشربُون الخمر اَم لا؟ اگر خود کافر فی حد نفسه نجس باشد سؤال از اکل لحم خنزیر لغو خواهد بود، سؤال از شُرب خمر دیگر در این جا لغو خواهد بود. پس بنابراین ما استفاده میکنیم که نهیی که حضرت در آن جا میکنند این نهی، نهی تنزیهی است نه نهی تحریمی، دلیل بر این مطلب یک روایتی هست که این روایت را عرض کردیم و اتفاقاً این روایت در این جا هم آمده از کتاب ...در بحث...، یک روایتی در این جا بود که به دو صورت میشود این را بخوانیم، حالا من این را عرض میکنم:
روایت روایت اسماعیل بن جابر است که قالَ قلت لابی عبداللَه علیه السلام، محمد بن یعقوب روایت را نقل میکند، ما تقول فی طعام اهل الکتاب؟ فَقال لا تأکله، ثم سَکَتَ هنیئة ثُمَّ قالَ لا تأکله، ثم سَکَتَ هنیئة ثُمَّ قالَ لا تأکُلهُ و لا تترکُ تقولُ اَنَّه حرام. ولکن تترکه تتنزه عنه، اِنَّ فی آنیةٍ الخُمر و لحم الخنریز، پس بنابراین حضرت در این جا تصریح میکنند بر این که خود آنها نجس نیستند بلکه این نجاست آنها نجاست عرضی است.

