جلسه ۲
9لذا به این نحو امام باید بیاید بیان کند، حضرت بگوید نه، نکنید این کار را. از غذای آنها بخورم؟ نه نخورید. اما برای اینکه مبادا مردم خیال کنند که این حکم، حکم بتّی هست یک راههایی را قرار میدهد، مثل اینکه امام رضا علیه السلام میفرماید دستش را که بشوید ما دیگر کارش نداریم، یا اینکه فرض کنید که بگوید عیب ندارد انجام بدهید یا از آنیه ای که شراب خورده اند نخورید، یا فرض کنید روایات دیگری که دلالت می کند لا بأس و امثال ذلک، من بدم میآید از اینکه با اینها باشم، من نمی توانم به شما چیزی را بگویم که دست بردارید، یعنی خب اگر حرام است میگویم دیگر، پس معلوم میشود حضرت امام صادق میخواهد این را بفرماید که نظر من بر اجتناب است ولی خیال نکنید این اجتناب، اجتناب بر حرمت و نجاست است، اجتناب بر مخالطۀ با اینهاست که شما میروید با اینها مخلوط میشوید و آن اثرات سوئی که آن اثرات سوء، برخود آنها حاکم است، به شما هم منتقل میشود، انتقال پیدا میکند.
لذا برای توجه به این دو قضیه- حالا موارد دیگرش را عرض میکنم که چطور موارد دیگر هست- برای توجه به این دو قضیه، امام علیه السلام باید حکم را در اینجا به سه کیفیت بیان کند:
وجه اول این است که امام لفظی که تصریح بر نجاست است یا تصریح بر خلاف مراد است، این لفظ را بکار نبرد. این یک.
دوم اینکه امام مطلب را به نحوی که موجب اباحۀ بتّی و کلی است که افراد استفادۀ اباحه و عدم المنع و عدم الحذر من ناحیة الشارع را بکنند، به این کیفیت هم نباید بیان بکند
مسألۀ سوم اینکه امام کلام را به نحوی بیان کند که آن کراهت یا رضایت باطنی امام علیه السلام، در این عبارت منعکس بشود. و ما در باب نجاست کفّار این سه مطلب را در اینجا مشاهده کردیم:

