جلسه ۲
7روایتهای دیگر که بحث بحث مصافحه بود که در یک روایت دارد که ذمی مصافحه میکند، حضرت فرمودند دستت را بگیر بخاک یا به... و برو پی کارت. قطعاً اگر این نجس بود که با خاک پاک نمیشود این بایستی که با [شستشو و...] باشد. روایتهای فغسل یدک بود، شستن دست بود.
یا مثلاً فرض کنید که یک روایت روایت عِدَة مِن اصحابنا بود: قال سألته عن مؤاکلة المجوسی فی قصعة واحدة و أرقدمعه علی فراش واحد و اُصافحه قال لا. حضرت فرمودند: این کار را انجام نده.
دو سه تا روایت در اینجا بود که نهی میکرد از خوردن از یک غذای واحد. ولی از آن طرف روایت دیگری بود که روایت امام رضا علیه السلام بود که حضرت یک جاریۀ نصرانی دارد تخدمک و انت تعلم انها نصرانیه لا تتوضأ و لا تغتسل من جنابة قال لا بأس تغسل یدیها همین قدر که دستش را میشوید برای ما کافی است، و خلاصه نمیخواهد غسل کند نکند، ما کاری به آن نداریم. یا مثلاً فرض کنید که...،
سؤال: جاریه مال چه کسی بوده؟
جواب: مال امام رضا بوده.
سؤال: یعنی غَسْل ید کفایت می کند؟
جواب: بله، این طوری حضرت میگوید. من از خودم در نیاوردم. حضرت میگوید ما کاری نداریم که غسل میخواهد بکند یا نکند فقط همین قدر دستش کثیف نباشد...!
حالا حضرت هم در اینجا این را می خواهد بفرماید که همین قدر که این دستش را بشوید این دیگر حسابش با خدا، ما دیگر به آن کاری نداریم.
یا مثلاً روایت بعدی روایت موسی بن بکر عن زراره عن ابی عبدلله علیه السلام فی آنیة المجوس قال اذا اضطررتم الیها فغسلوها بالماء وقتی که مجبور شدید از ظرفهای آنها استفاده کنید اینها را با آب بشوئید.
سؤال: اینها همه به خاطر این است که شاید احتمال ملاقات با نجاست باشد
جواب: حالا عرض میکنم خدمتتان.

