جلسه ۲
6ما میخواهیم ببینیم اینکه حضرت آمده فقط گفته نه، این نه تنها بدرد ما نمیخورد. شدیدتر از این را ما میخواهیم برای اینکه یک نجاستی را ثابت کنیم مثل نجاست دَم، مثل نجاست کَلب. این طور ما میخواهیم استفاده بکنیم. اصلاً کاری نداریم به روایات دیگر، آن روایات دیگر که معارض است که هیچی! آن دیگر واویلاست. روایاتی که میگوید لا بأس، روایاتی که میگوید الشرب الخمر...، یا روایتهایی که روز چهارشنبه خواندیم اصلاً معارض صریح بود دیگر، اصلاً به آن کاری نداریم. ما میگوئیم نفس این روایاتی که دلالت بر نهی میکند، نفس این وافی نیست به اداء مطلب. وافی نیست به اداء این قضیه. این منظور هست.
یکی از ابوابی که در اینجا مورد نظر هست بابُ نجاسة الکافر است و لو ذمیّاً، البته از کتب دیگر مثل مستدرک و اینها هم انشاء اللَه فردا روایاتی را عرض می کنیم. یکی از این روایت ها در اینجا شبیه همان روایت محمد بن مسلم است که ایشان در اینجا دوباره این روایت را ذکر کرده.
روایت دیگری که خلاف این هست و همان طوری که عرض شد این[مطلب] را نمی رساند، روایت یحیی کاهلی است: قال سئلت ابا عبداللَه علیه السلام عن قوم مسلمین یأکلون و حضرهم رجل مجوسی أ یدعونه الی طعامهم؟ فقال اما أنا فلا أُواکل المجوسی و أکره أن أُحرم علیکم شیئاً تصنعونه فی بلادکم.
ببینید حضرت در اینجا میگوید من این کار را نمیکنم ولی از آن طرف هم چون شما با اینها محشور و مخلوط هستید به شما یک چیزی را نمیگویم که شما را به مشقت و اذیت بیندازم. أکره أن أُحرم علیکم شیئاً تصنعونه فی بلادکم.
خب آقاجان کاری ندارد امام صادق! شما که فرض کنید این حرف را دارید میزنید اگر واقعاً منظور شما حرمت باشد شاید یک عده بخواهند به کلام شما عمل کنند آنها چه تقصیری دارند؟ ببینید این را میگویند همه اش فقه الحدیث! این آقای یحیی کاهلی بلند میشود میرود این را برای دیگران نقل میکند. بلند میشود میرود در شهرش، در خراسان، در کوفه، این طرف، آن طرف، میآید این کلام شما را نقل میکند اگر فرض بکنید که واقعاً نظر شما بر حرمت باشد، خب حالا یک عده هستند که فرض کنید با محبوسی و اینها مختلط هستند و حالا بقول شما اینها نمیتوانند دست بردارند. حالا شاید یک عدۀ دیگر بخواهند این را عمل بکنند، نمیخواهند مسامحه بکنند، میخواهند طبق دستور شما عمل بکنند، میخواهند طبق نظر شما عمل بکنند پس بنابراین آنها چه گناهی کردند که باید وارد در یک امر حرامی بشوند؟ یک کسی که واقعاً میخواهد به دستور اسلام عمل بکند. خب اینجا الان مقصر کیست؟ مقصر امام صادق است که نیامده حکم را بیان کند. پس معلوم می شود حضرت در اینجا دارد راه نشان میدهد به شیعیانش، میگوید اما أنا فلا أُواکل، یعنی چه؟ یعنی میزان نهی را در اینجا شما بفهمید که در چه حد این نهی در اینجا ساری وجاری است! به شدت خمر و اینها نیست اما یک شیعه هم نباید با آنها خلط و حشر و نشر داشته باشد. این کلام خیلی کلام عجیبی است که حضرت میفرماید: اما أنا فلا أُواکل المجوسی من با مجوسی هم غذا نمیشوم، از آن طرف هم تکلیف خودم را به شما تحمیل نمیکنم. این معنایش چیست؟ معنایش اخذ به مراتب است، که حالا امروز این مطلب را میخواهم خدمتتان عرض کنم که اخذ به مراتب در اینجا شده که این قطعاً دلالت بر نجاست در اینجا ندارد.

