جلسه ۲
13ما از میان این مسائل این را میفهمیم که: وضو عبارت است از سبب و اثر یک حالت باطن که آن عبارت است از طهارت نَفس، این طهارت نفس تا وقتی پایدار است که آمیخته با مخالف خودش و مانعی بر سر راهش [از طرف] مخالف بوجود نیاید، آن[مخالف] چیست؟ آن وارد شدن در عالم حیوانیت و در عالمِ شهوت است. حالتی که برای انسان پیدا شود به واسطۀ شهوت، این[حالت] شهوت ناقض آن طهارتی است که به واسطۀ طهارت[وضو] آمده، حالا از یک طرف این مسأله[(حالت شهوت)] منافات با او[(وضویی که باعث طهارت نفس شده)] دارد، از طرف دیگر این قضیه بنابر هر مصلحتی که میخواهد باشد به یک نحوی نیست که امام علیه السلام حکم بتّی به نقض وضو را در اینجا داشته باشد، لذا به ٢ کیفیت حضرت بیان میکنند:
کیفیت اول اینکه دوباره وضو بگیر.
کیفیت دوم اینکه اشکالی ندارد.
آن وقت مثلاً یک روایتی در اینجا داریم که آن روایت میآید این را خوب بیان میکند، باسناده عن صفار، میفرماید: قال المذیُ یخرجُ من الرجل قال اُحدُّ لک فی حَداً؟ حدّی برایت بگذارم؟ قلت: نعم، قال ان خرجَ مِنکَ علی شهوةٍ فَتَوَضّأ ببینید مذی یکی است، مثل بول میماند، بول به شهوت و غیر شهوت کاری ندارد، وقتی در میآید ناقص وضو است، اینکه دیگر چیزی در آن نیست. حالا مذی هم در اینجا یکی است، مذی عبارت است از عمل غدۀ پروستات برای اینکه مجرا را تمیز بکند برای منی. و ان خرج منک علی غیر ذلک فلیس علیک فیه وضو، خب این حالت شهوت یا غیر شهوت چه تأثیری دارد؟ غیر از اینکه مَذی در اینجا کارهای نیست، الا اینکه آن حالت شهوت موجب می شود آن حالت روحانیتی که بواسطۀ وضو پیدا شده، آن حالت تبدیل بشود به یک حالت حیوانیت، برای این امام علیه السلام میفرماید در اینجا وضو بگیر. اما از آنجایی که برای مردم اشتباهی پیش نیاید ما روایات دیگری را در اینجا میبینیم، و این خیلی مسألۀ مهمی است که...، آن چیزی که میخواهم اهمیتش را عرض کنم این است که...- به دنبالش میگردم که آن را پیدا کنم چون یاداشت نکردم- روایت این است:

