جلسه ۲
12روایت دیگر، روایت زراره عن ابی عبداللَه علیه السلام، حالا عبارتهایش را خودتان بروید نگاه کنید، و انت فی صلاة فلا تَغسلُه و لاتبطل الصلاة و لا تنقض الوضو... بمنزلة النخامه.
روایت راجع به مذی زیاد است، من همه را دارم رد می کنم، مذی که می دانید چیست؟ مذی آن مایعی است که قبل از احتلام و اینها می آید برای اینکه آن مجرا را تمیز کند از موادی که در بول و اینها هست، اسید اوریک و اینها، برای اینکه آنها آن نطفه را از بین نبرند، آن تقریباً حکم تمیز کننده را دارد، و این در وقت ملاعبه و اینها پیدا میشود.
در باب نواقض وضو در باب تقبیل روایاتی ما در اینجا داریم که اگر تقبیل بر اساس غیر شهوت باشد نقض وضو نمیکند و اگر بر اساس شهوت باشد نقض وضو میکند. و بسیاری از احادیث دیگر هم داریم که مذی از شهوت، نقض وضو نمیکند. ولی در بعضی از روایات دیگر داریم که اینجا خلافش است، عن المذی أ ینقض الوضو؟ قال ان کانَ من شهوتٍ نَقَض، این نقض وضو را در اینجا میکند.
روایات در اینجا زیاد است، من روایتها را نمیخوانم، فقط صفحهاش را خدمتتان عرض کردم، صفحۀ ١٩٨ است و روایات زیادی هست و روایات مفیدی هم هست، یعنی روایاتی است که خیلی معانی را بدست میدهد از کیفیت حکمی که امام علیه السلام بیان میکند.
چند دسته روایت ما در اینجا داریم:
یک دسته روایاتی که مسلم است و تقریباً میتوانیم بگوئیم ضروری دین است، [یعنی روایاتی که در آن روایات،] حضرت چیزهایی که نقض وضو را میکند و وضو را از بین میبرد [ذکر می کنند،] منی و احتلام و نوم و بول و غائط را حضرت ذکر میکند و روایت هم راجع به این قضیه زیاد است. اما مسائلی دیگر مثل وَذی و مَذی و وَدی و... که هر کدام از اینها هم دارای یک معانی خاصی هستند، بعضی از اینها بعد از بول میآید که وَذی باشد، بعضی از اینها وَدی است که به همین کیفیت است بعد از بول هم نمیآید، بعضی ها اصلاً ناراحتی پروستات دارند، اینها بدون بول هم گاهی احساس رطوبت برایشان پیدا میشود، و همین طور مَذی که قبل از انزال برای انسان پیدا میشود، ولو اینکه انزال هم نشود. طبق روایات، حضرت همۀ این موارد را ناقص وضو به حساب نمیآورند. ولی در بعضی از روایات میبینیم که حضرت، اینها را ناقص وضو به حساب میآورند. من باب مثال تقبیل به شهوت را ناقص وضو به حساب میآورند، مسح به شهوت را حضرت ناقص وضو به حساب میآورند، در حالتی که تقبیل به شهوت را کسی ناقص وضو به حساب نمی آورد، یا همین طور مسح و امثال ذلک. یا اینکه مَذی به شهوت را باز حضرت در اینجا به عنوان ناقص وضو به حساب میآورند. از این مسأله ما چه چیزی را میفهمیم؟

