اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲

0
فقه
جلسات

جلسه ۲

8
  • این یک روایت بود. روایات دیگری هم که عرض شد روایات غسالۀ ماء الحمام بود که در آنجا هم عرض شد که آن روایات دلالت بر نجاست و اینها ندارد. این مطالبی بود که تا اینجا عرض شد. حالا روایتهای دیگر را می‌آئیم می‌خوانیم، انشاء اللَه اگر خدا بخواهد در فردا و پس فردا یک مجموعۀ بحث تامی را ما نسبت به این روایات انجام می‌دهیم. قبل از آن...

  • ... و مردم و نسبت به جهات روحی آنها هم ائمه علیهم السلام مسئول هستند، یعنی فقط در فقه یک جنبۀ ظاهری و یک حلال و حرام ظاهری و طهارت و نجاست ظاهری در آنجا مطرح نیست و امر دائر نیست بین یک طهارت و بین یک نجاست ظاهری بلکه به جهت مصالح و مفاسدی که مترتب بر این احکام هست و به جهت آن تأثیر تکوینی که آن طهارت و این نجاسات و حلیّت و حرمت بر افعال و اعمال مترتب است، ائمه علیهم السلام موظف هستند بر اینکه آن وظیفۀ خود را در قبال شیعه به آن نحوی که موجب ترقی و رشد آن هست بیان کنند. روی این حساب تکلیف دارای مراتبی است از مراتب شدّت و مراتب ضعف:

  • مثلاً در مورد نجاست، آن مرتبۀ شدّتش مثل نجاست خمر، کلب، خنزیر، اینها یک مرتبه‌ای است که هیچ شک و شبهه ای در آن مرتبه وجود ندارد و هیچ گونه اغماضی نسبت به آن مرتبه جایز نیست و ائمه علیهم السلام با کمال صراحت و با کمال اِحکام و اتقان حکم را در مورد این مطالب بیان می‌کنند.

  • مطلب دیگر مطلبی است که یک قدری، و این خیلی مسألۀ مهمی است ها، یعنی یکی از کلید های فقه الحدیث و اجتهاد، این مطلبی است که امروز می‌خواهم خدمتتان عرض کنم، ولی مسألۀ دیگر این است که ائمه علیهم السلام نسبت به ارتقاءِ روحی افراد، در هر زمینه ای و برای هر کسی که مستعد است و قابلیت دارد برای اینکه به مطالب بالاتر رشد و ترقی بکند، نسبت به آنها هم ائمه مسئول هستند، یعنی ما که کسی را غیر از ائمه نداریم و فقط این چهارده معصوم هستند که احکام را برای ما بیان می‌کنند، بقیه بروند پی کارشان، آن مطالبی که از این چهارده معصوم نقل بشود، برای ما حجت است، بقیه حجت نیست. بناءً علیهذا اگر یک شخصی بخواهد برای رسیدن به مدارج کمال خودش بر طبق دستور امام علیه السلام عمل بکند، بر عهدۀ امام علیه السلام است که آن مقدار ابزار و لوازم لازم را برای این مرتبه در اختیار او قرار بدهد. اینجاست که ما قائل به مراتب هستیم در سلسلۀ تکلیف، یعنی تکلیف دارای مراتب و درجاتی هست، در یک درجه برای عموم از افراد مردم است، در درجۀ دیگر برای افرادی که خاص هستند، در درجۀ دیگر برای افرادی که اخص هستند تا به مرتبۀ بالاتر که مسألۀ حسنات الابرار سیئات المقربین می‌شود، دیگر در آنجا هرکسی نمی تواند حرکت کند، یک افراد خاصی در آنجا هستند. فلهذا وظیفۀ امام علیه السلام است، اگر چنانچه مشاهده می‌کند که بیان یک حکمی گرچه از نقطۀ نظر آن حکم بتّی، چه حکم حلیّت و حرمت یا حکم طهارت و نجاست باشد، گرچه از آن نقطۀ نظر در یک مرتبه‌ای نیست که برای همۀ افراد در همۀ موارد به نحو یکسان وجود داشته باشد و مثل حرمت زنا و شرب خمر و امثال ذلک باشد، ولی به واسطۀ آن تأثیر سوئی که با لحاظ شرایط و جوانب، آن تأثیر سوء ولو با عدم نجاست بتّی دارد، امام علیه السلام باید به یک نحوی از انحاء، آن شدت و تأکید را به نحوی که مردم وارد در آن نشوند باید بیان کند، یعنی امام باید مطلب را به یک نحوی بیان کند که بیان آن مطلب موجب گول خوردن مردم نشود، اگر امام علیه السلام بیاید بگوید که از آنیۀ مجوسی بخور، اشکال ندارد، دیگر مردم می‌آیند همه کار می‌کنند! در حالتی که نظر امام بر خلاف این است، خب این مجوسی با هزار تا فرض کنید شراب و فلان و این حرفها، ظرفهایش در اینجا برخورد کرده، یا این که فرض کنید که من باب مثال نصرانی ها و یهودیها با شراب و خمر و اکل خنزیر و...، آمیزش و اختلاط و این حرفها دارند، اگر قرار بر این باشد که امام علیه السلام به عنوان شارع و به عنوانِ...- خب حالا شارع که پیغمبر بود و اینها مُبیّنِ شرع هستند- به عنوان مُبَیّنِ شرع و مبّین حکم، بیاید دست مردم را در ارتباط با اینها باز بگذارد، آن وقت نقص غرض می‌شود، نقص غرض این است که امام علیه السلام با دست خود، مردم را مبتلای به این نجاسات و طهارات و اینها کرده.