جلسه ۲
11پس بنابراین منظور امام علیه السلام...، این را میگویند احکام اجتهادی و فتوایی، در مقام اجتهاد نظر مجتهد ممکن است به یک مطلب برسد ولی در مقام اظهار نمیتواند بیان بکند، نمیتواند بیان بکند بگوید آقا فرض کنید که ما از روایات فهمیدیم نظر ولیّ شرط نیست، آقا اعلان کنید که شرط نیست! آقا مملکت به هم میریزد! یا از آن طرف بگوید آقا نظر ولیّ شرط است الی لا نهایة! این هم که نمیشود. الآن موارد عدیدهای من خودم شخصاً سراغ دارم که به خاطر بعضی از مسائل دنیوی، پدر نمیگذارد دختر ازدواج کند، الآن دختر٢٥،٢٦،٢٧ سالش است و بزرگ شده و خیلی هم...، و این پدر نمیگذارد، بخاطر مسائل مادی و مسائل خلافی که اصلاً بر خلاف اسلام است، بر خلاف عرف است، بر خلاف اینها پدر دارد ممانعت میکند. این یکی از آن موارد است که لسان روایات لسانی است که کیفیت حکم را که مورد رضای شارع و یا عدم رضای شارع است بیان میکند.
یکی از آن روایات در باب نواقض وضو، من در آنجا سراغ دارم. در باب نواقض وضو...، انشاء اللَه شما مطالعه بکنید، این بحث را در صفحۀ ١٩٥، اینجا من نوشتهام. ببینید مثلاً در باب نواقض وضو روایت عدیدهای که ما داریم، نواقض وضو، یکی از آنها فرض کنید که نُوم است، یکی خروجِ بول است و امثال ذلک، این نواقضی که همه میدانید. اما در بعضی از موارد میبینید که حضرت فرض کنید که قُبله را، تقبیل را از نواقضِ وضو میشمرند. حالا آن مسألۀ بعد است که عرض میکنم.
سئلت احدهما علیهما السلام عن المَذی، فقال لا ینقض الوضو و لا یغسل منه ثوب و لا جَسَدٌ انَّ ما هُوَ بمنزلة ؟ ، مذی در اینجا ناقض برای وضو نیست، مذی هم مشخص است که در چه مواردی پیدا میشود دیگر، در موقعی که انسان مسح بکند یا نظر به شهوت و امثال ذلک داشته باشد در این گونه موارد این مذی هست، حضرت عدم نقض وضو را در اینجا بیان میکند.

