جلسه ۲
10یک روایتی که دلالت بکند که کافر نجس هست ما نداریم. این یک.
یک روایتی که دلالت بکند که ارتباط با آنها بلا مانع و بلا اشکال است، ما نداریم، همهاش در آنها لسان، لسان اجتناب است.
یک روایتی هم که دلالت بکند نص در تحریم و اینها هست، این را هم ما نداریم.
پس از من حیث المجموعِ اینها- حالا فعلاً این بحث را میکنیم بعد مواردش را هم عرض میکنیم، حالا هنوز بحث فقهی و اینها هم مانده- آن چیزی که ما تا اینجا از روایات فهمیدیم[این است که:] روایتی که دلالت بر حرمت بتّی و بر نجاست بکند نسبت به یهود و نصاری حتّی نسبت به غیر یهود و نصاری، ما پیدا نکردیم. این آن مطلبی بود که میخواستم خدمتتان عرض بکنم.
شاهد بر این قضیه ما مواردی داریم:
فرض کنید که در باب نکاح، روایاتی که مربوط به نکاح هست، حالا بروید مطالعه بکنید، وجوب اذن ولیّ نسبت به فرض کنید دختر باکره، خب در بعضی از روایات هست که اگر رشیده باشد، این اشکال ندارد، در بعضی از روایات هست که علی ای حال اذن ولیّ شرط است. در دختری که غیر رشیده است بلا خلاف در آنجا شرط است، آن اصلاً دیگر از محل بحث خارج است. اگر ما آن روایات را در آنجا بررسی بکنیم که من دیگر اصلاً حالِ...، فقط دارم بیان میکنم خودتان بروید نگاه بکنید، اگر نگاه کنید متوجه میشوید که منظور امام علیه السلام این است که هرج و مرج پیش نیاید، اگر بگویند به یک دختری که فرض کنید ١٤،١٥،١٦ سالش شده، شما بدون اجازۀ پدرت هم میتوانی ازدواج کنی، دیگر آقا این از خانه راه میافتد از اولین نفر گرفته تا سَرِ صفائیه همه را عام المنفعه میزند میرود جلو! خب امام علیه السلام یک حدّ و مرزی برای این قرار داده که این قدر بی دروازه نباشد! خب دختر چه میفهمد! خب بابایش هست، سنی از او گذشته، تجربهای دارد، تر و خشکی سرش میشود تا اینکه خلاصه این را به دست اهل بسپارد. آن وقت از آن طرف به یک نحو دیگر بیان کردهاند که خلاصه اگر موارد خوبی هم پیدا شد، بابا بیخود سخت نگیرد، به بابا بگویند سر جایت بنشین، این اختیار با دختر است، اگر رشید باشد میتواند خودش برسد.

