جلسه ۱
8این رجس در اینجا مراتبی دارد، از مرتبۀ آن ظلمت محضه که هیچ گونه نور و ایمان در آن شیء وجود ندارد و هیچ نوع روحانیتی وجود ندارد گرفته تا کمترین ذرهای از ذرات شرک و ذرات شائبه تعلق به عالم ماده یا غیر ماده، ما سویٰ اللَه، که این مقام رفیع که کمترین شائبۀ توجه به کثرات باشد به ایِّ نحو کان، این اختصاص به ائمه علیهم السلام دارد که این را خدا میخواهد بردارد.
پس رجس به معنای کدورت است. از موارد استعمال این لفظ[در آیات،] ما استفاده میکنیم که رجس به معنای قبح و پلیدی و کدورت و عمل شنیع و فعل قبیح است و هر چیزی که موجب ابتعاد و دوری باشد این در اصطلاح به معنای رجس است. و از نقطۀ نظر اصطلاح عرفی هم رجس گفته می شود به هر امر شنیع و فعل قبیحی که نفس انسان، آن را...
... لغت که ملاقات و این حرفها نبوده که واضع بخواهد [آن ملاقات را در معنا لحاظ بکند،] اصلاً آن موقع زمان قبل از اسلام و فلان و این حرفها بوده، بحث رطوبت و ملاقات و فلان و این حرفها، اینها از مسائل اعتبارات شرعیه است نه اینکه از مسائل لحاظ عرفیه باشد. و قرآن هم که بر اساس همین مفاهیم متعارف عرفی در اینجا آمده. و خصوص نجاست عبارت است از اصطلاحات متشرعه نه از اصطلاحات شرعیه، یعنی شرع نیامده است که اینها را برگرداند. یا مثلاً میتوانیم بگوئیم که در لسان قرآن به این کیفیت نیامده اما خب در زمان رسول اللَه اصطلاح دیگری برای نجس متعارف شد در میان افراد که همان معنای احتراز از تلاقی و ترتب احکام خاص بر این عنوان و بر این مسئله باشد که این یک اعتبار، اعتبار شرعی است. پس بناءً علیهذا ما در قرآن کریم آیهای که دلالت بر این معنای مصطلح خاص باشد نسبت به این قضیه نداریم. حالا باید تفحص کنیم و ببینیم که آیا در روایات یا اینکه در سایر مسائل و تفاسیر نسبت به این قضیه چه آمده؟

