جلسه ۱۷
6اما اینکه فرض کنید در حال جنون حد بر او جاری شود که این حد هم جنبهی کیفری دارد، ما نمیتوانیم بپذیریم که روایات را در این مقام هستند چون حد بر این انسان مثل ضرب سیاط است بر شجر یا حجر، این ضرب سوط بر حجر چه نتیجهای دارد؟ یک آدم مستی که اصلاً فهم و احساس ندارد. یا اینکه فرض کنید من باب مثال یک شخصی هست که یک آمپولی به خودش میزند و مادهی بیحس کننده به خودش میزند حالا شما هر چه هم این را بزنید این اصلاً چیزی نمیفهمد و میگوید بزنید! [در اینجا که این فرد یک مادهی بیحس کننده به همۀ بدن خودش زده، چه حدی قابل تصور است؟] حالا اثرات تاول و زخم و فلان و این حرفها اگر بشود که در آنجا اصلاً نباید به زخم برسد، فقط تألّم باید در اینجا مد نظر باشد. تألّم هم که اصلاً نمیفهمد! شما با مقراض قطعه قطعهاش بکنید نمیفهمد حالا چه برسد به این که با تازیانه به او حد بزنید! این حد در اینجا معنی ندارد. حد را باید زد به شخصی که آن شخص ادراک تألم را بکند که این جنبهی تنبیه برای او باشد و الا شما بیایید فرض کنید دستی را که با یک آمپول سرّ کردهاند این دست را هی بیایید به آن شلاق بزنید میگوید بزن بابا! هزارتا هم میخواهی بزنی بیا بزن! اثری در اینجا مترتب بر این حد نمیشود.
پس بنابراین این دختر نه سالهای که ولو اینکه بالغ شده یا پسری که فرض کنید که الان مراهق است و اوایل بلوغش و اینها هست، اینها اگر آن ادراک صحیح را از تکلیف ندارند قطعاً آن تکالیف کیفری متوجه اینجا نخواهد شد بلکه در اینجا قاضی و شرع باید به مقتضای عقلشان- همان طوری که در بعضی از روایات هم بود- برای آنها تعزیر کند. مثلاً یک بچهای را فرض کنید که گوشش را میگیرند دو تا کتکش میزنند میگویند دیگر از این کارها نکن یا مثلاً چند روز حبسش میکنند که متوجه بشود، پسر را همین طور. این هم از این نقطهی نظر این مسائل کیفری از اینجا بار میشود.

