جلسه ۱۷
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
عرض شد مسالهی بلوغ یک مسالهی تکوینی و طبیعی است و شارع نمیتواند در مسائل تکوینی یک رأی مستقل داشته باشد و اگر شارع مطلبی را دربارهی این مسائل اظهار کرد مطلب او اماره خواهد بود نه اینکه جنبه و جهت موضوعیت داشته باشد نسبت به قضیه. بناءً علی هذا ما این مطلب را حتی در مسائلی که امروزه مطرح میکنند یا راجع به مسالهی بلوغ، مشاهده میکنیم. فرض کنید که آماری که دادند راجع به قضیهی بلوغ، میگویند که سن بلوغ دختران اغلب بین دوازده سالگی تا چهارده سالگی است و سن بلوغ پسران بین چهارده سالگی تا شانزده سالگی است. و این مطلب با آنچه که در روایات است که بلوغ را در دختر سیزده سال تمام ذکر کردند تطبیق میکند یا اینکه در پسر در بعضی از روایات چهارده سال و در بعضی از روایات پانزده سال تمام ذکر میکند این دقیقاً تطبیق میکند. پس بنابراین این قضیه که بلوغ در پسر عبارت است از تحقق و وجود منی، این مساله دقیقاً مانند بلوغ در دختر است که به عنوان تحقق حیض و استعداد برای توالد و تناسل تلقی میشود و در همهی اقوام و ملل دنیا هم این مطلب به عنوان یک مسالهی عرفی و واضح مطرح است. فلهذا روایاتی که دلالت میکنند بر اینکه بلوغ دختر نه سال است این اختصاص دارد به مناطقی که آن مناطق مناطق حاره است و اغلب دختران در آن مناطق از سن نه سالگی و ده سالگی به سن توالد و تناسل میرسند و اما در مناطقی که بارد است حتی سن بیشتر از سیزده و چهارده سالگی هم برای دختران حتی تا هفده سالگی و برای پسرها تا سن شانزده هفده یا هجده سالگی هم ذکر کردند که بسیاری در آن سنین به سن توالد و تناسل میرسند.
بناءً علی هذا[با توجه به] آن جنبهی اکثریتی که در مناطق ما یا در حتی در زمان ائمه علیهم السلام وجود داشته، میتوانیم بگوییم که روایاتی که دختر را در سن سیزده سالگی و پسر را در سن پانزده سالگی تعیین کردند اقرب به واقع هستند از آن روایاتی که دختر را در سن نه سالگی و پسر را در سن سیزده سالگی و مادون شمردند و تمام اینها یک جنبهی اماریت دارد. میشود گفت که لاشک یعتری و لاشبهة در اینکه قطعاً ما باید روایات را حمل کنیم بر آن متفاهم عرفی و بر تحقق خارجی این مساله، به خاطر اینکه بلوغ یک مطلب عرفی است و این از موضوعات شرعیه نیست که جعل و وضع آن به ید شارع باشد بلکه مشخص است که قضیه، یک قضیهی...

