جلسه ۱۶
5پس بنابراین مسألۀ بلوغ یک مسألهای است که ما این مطلب را باید از لوازم و نتایج بلوغ جدا کنیم. بلوغ این است که فرض کنید که در حالت اغلبیت، وقتی که پسر به احتلام برسد میگویند از مرتبۀ صباوت به مرتبۀ رجولیت منقلب شد. خب این واقعیت دارد دیگر. این احتلام یعنی منقلب شدن از مرتبۀ صباوت به این مرتبه. و همین طور در دختر از وقتی که طمث پیدا میکند از مرتبۀ صباوت به مرتبۀ مرأتیت منقلب میشود. این یک مسأله که مسألۀ بلوغ است. در دختر حدود ١٣ سالگی این قضیه اتفاق میافتد نَه در ٩ سالگی. در ٩ سالگی نیست. در ١٢ سال،١٣ سال و اینها هست. در پسر هم در ١٥ سالگی است، این طور که در روایت بود. پس مرتبۀ بلوغ، این مرتبه است. مرتبهای است که از صباوت، این دختر و پسر بر میگردند به مرتبۀ مرأتیت و رجولیت. حالا که به این بالغ میگویند حالا چه تبعات و چه لوازمی بر این مترتب است؟ اینجا صحبت است که حالا که فرض کنید که از این مرتبه میآیند به این مرتبه، آیا تمام لوازمی که بر یک رجل اربعین سنه مترتّب است، تمام این لوازم بر این مترتّب است؟ نه، این طور نیست. اینجا است که ما میآییم بین بلوغ و بین تعلّق تکالیف فرق میگذاریم؛
در تکالیفی که جنبۀ عادی دارد مثل صلاة و صوم و امثال ذلک، در اینها وجوب بر آن بار میشود.
در آن تکالیفی که جنبۀ حدّی و قصاص و اینها دارد، این مرتبه کفایت نمیکند، آن رشد عقلی برای ادراک این محرمات و تبعات این محرمات باید وجود داشته باشد.
در آن چه که حتی بالاتر از این و اعلای از این مرتبه اقتضاء میکند مثل دفع مال، … فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ ….. ﴿النساء، ٦﴾ در آنجا حتی بالاتر از این باید باشد. آنجا مرتبۀ بالاتر است.

