جلسه ۱۶
2آن وقت با توجه به ادّلۀ دیگری که سن ١٣ سالگی را برای دختر در نظر گرفته بودند، مسئلۀ بلوغ به عنوان کلی آن این است که از نقطۀ نظر بلوغ و تَرتّب حدود، دختر یا پسر باید در یک سنّی باشند که از نظر رشد عقلی نسبت به معاصی و جنایات و تبعاتی که مترتّب بر معاصی و جنایات میشود آن ادراک کامل را داشته باشند. این یک مطلب است. این مطلب مربوط به ترتّب حدود است بر اینها. حالا این ترتّب حدود بر اینها، این مختلف است. ممکن است برای یک دختر در سنّ ١٣ سالگی معمولاً پیدا بشود، ممکن است برای یکی در سنّ ٩ سالگی با شوهر و اینها پیدا بشود و ممکن است برای یک غلام در سن ١٣ ،١٤ سالگی باشد چطور اینکه در بعضی جاها این طور است. ممکن است برای یکی در سن بعد از احتلام پیدا بشود و حتی ممکن است برای کسی به فاصلۀ چند سال بعد از احتلام پیدا بشود.
پس بنابراین ما در اینجا این دو مسأله را از هم جدا میکنیم:
مسألۀ اول مسألۀ بلوغ است که در بلوغ، مطلب این است که آن شخص، آن بنت یا آن غلام به یک حدّی برسند که تا حدودی ادراک مسائل را داشته باشند و آن سن١٣ سالگی برای دختر بود که در آنجا ما آن طرف را اثبات کردیم و گفتیم دختر در سن ٩ سالگی، عقل اصلاً معنا ندارد پس بنابراین اصلاً به طور کلّی نمیتوانیم این روایات را منطبق علی زماننا هذا بکنیم، اگر هم این روایت بعضی از موارد و مصادیق را در زمان سابق گرفته، این مربوط به دخترانی هست که در زمان سابق این حدِّ رشد را داشته اند، شاید این طور بوده ولی با توجه به وضعیت ما و با توجه به خصوصیت این زمان، قطعاً دختر در ٩ سالگی چه ازدواج بکند چه ازدواج نکند به آن رشد عقلی که لازمۀ برای بلوغ است، به آن نخواهد رسید و معمولاً در سن ١٣ سال به بالا این مطلب پیدا میشود. این یک مسأله است که این مسأله مسألۀ بلوغ است. در مسألۀ بلوغ آن مسألهای است که برسد به حدی که معمولاً در آن حد دیگر ادراک میکند آن تکالیف خود را، ادراک میکند این وضعیت خود را، احساس میکند وجود خود را در قبال با تکالیف و اینها، یک همچنین مسأله ای را ما در مورد بلوغ می گوییم. این یک مطلب است.

