جلسه ۱۶
11مسالۀ دیگر اینکه حالا اگر شما بیایید إنبات شعر را میزان برای این قضیۀ بلوغ قرار بدهید، إنبات هم که مسالهای نیست. ما خیلی از موارد را مشاهده می کنیم بر اینکه پسران در ١٠ سالگی دارای إنبات می شوند، دختر در ١٠ سالگی؛ تازه دختر دیرتر از پسر إنبات پیدا می کند. توی همین کتابی که الآن جلوی من است یک آماری را نشان داده- این کتاب، کتاب خوبی است که راجع به بلوغ نوشته شده، اگر رفقا بخوانند خوب است، البته من نخواندم، آقای نوری این کتاب را برای من آوردند، من وقتی که مطالب را دیشب یادداشت کردم که بیاورم صبح یک نگاه کردم دیدم که اتّفاقاً مقالات خوبی هم در این کتاب هست و یک مقالهای هست که خیلی نزدیک به مطالب ما هست، البتّه نزدیک است ولی مطالب باز فرق می کند. افراد فاضلی هم در این کتاب، مقاله دادند. اسم کتاب، بلوغ دختران است و رسالههای مختلفی ایشان در اینجا آوردند. حالا ما که نظرمان را به این حد میرسانیم، بقیّۀ مطالب دیگر مطالب متفرّقهای هست که مفید هم هست. فرض کنید که آمارهایی ارائه می دهد و یک مطالبی را بیان می کند که همۀ آنها تأیید مسائلی را می کند که[ما در اینجا] مطرح [کردیم] - اصلاً آماری ایشان در اینجا ارائه می دهد که حتّیٰ پسر زودتر از دختر إنبات شعر پیدا میکند. درصد نشان می دهد، پسر این درصد، دختر درصدش کمتر، ٨ سالگی، ٩ سالگی، ١٠ سالگی، ١١ سالگی، از ١٣ به بعد جایشان را عوض می کنند با هم، یعنی از ١٣ سال به بعد إنبات در دختر بیشتر از إنبات در پسر می شود و در ١٣ سالگی درصد دختران می رود بالا و در ١٥ سالگی دیگر به حدّ کامل میرسند یعنی هم پسر و هم دختر هر دو با یک درصد اختلاف، دختر صد در صد است و پسر ٩٩ درصد است. اگر مسأله إنبات است که مسألۀ إنبات هم نمیتواند دلیل باشد برای بلوغ. فرض بکنید که حالا در ١٠ سالگی إنبات شعر بشود، خب یک مو دربیاید، خب مو دربیاید حالا چه تلازمی بین إنبات و بین تعلّق تکلیف است؟ این خندهدار است! فرض کنید که یک بچه مو دربیاورد و یکی کمتر دربیاورد! این هم همین طور است. پس بنابراین همان طوری که در روایات هم جنبۀ إنبات به عنوان جنبۀ أماریّت آمده که حالا روایات هم در این زمینه هست و روایاتش را هم عرض میکنیم.

