جلسه ۱۶
10... بستگی به موارد دارد ولی در بعضی از موارد اشد فقط به احتلام نیست بلکه برای بعد از احتلام است. یا در بعضی از موارد قبل از احتلام، اشد هست که در قضیۀ حضرت یوسف این طور بود. و ان احتلم و لم یأنس منه رشد و کان سفیهاً او ضعیفاً فلیمسک عنه ولیُّه که در اینجا مربوط به مسئلۀ مالی هست ولی بواسطۀ احتلام از یتم خارج می شود. این هم یک روایت.
روایت دیگر از امام صادق از آباء خود از رسول خدا است که می فرماید که:
یا علی لا یتم الا بعد الاحتلام. در اینجا هم خب حضرت خروج از طفولیت و یتم را بواسطۀ احتلام می داند.
علی ایّ حال آنچه که از روایات بدست می آید این است که:
بلوغ عبارت است از حالت تغییر و تبدلی که در پسر و دختر پیدا می شود به خاطر خروج از طفولیت به مرتبۀ دیگر، اینها از مرتبۀ طفولیت به مرتبۀ دیگر تحول پیدا می کنند، این عبارت است از بلوغ.
و این گرچه در بعضی از روایات به انبات شعر و اینها آمده ولی مسأله در همان روایات جنبۀ اماریت دارد و این احتلام یا طمث که در دختران مورد اشاره واقع شده، این دو، دو اماره برای جنبۀ تحوّل واقعی برای خروج از طفولیت است؛ یعنی وقتی که یک بچه ای محتلم بشود یعنی دیگر آمادگی برای ازدواج پیدا کرده؛ یا اینکه یک دختری وقتی که طمث بشود یعنی آمادگی برای نطفه و اینها طبعا پیدا کرده. این یک مسأله که بلوغ به معنای این هست.
ولی حالا صرف نظر از روایات، فرض بکنید که حالا مو در آمده باشد یا سنش به ٩ سال و ده سال یا سیزده سال برسد در دختر یا در پسر و این حرفها، صِرف رسیدن سن به این حد را بلوغ نمی گو یند، حالا فرض کنید که سنش شصت سال هم بشود، سن عبارت است از مرور زمان بر یک مادّه. حالا این مرور زمان ١٣ سال باشد یا ٢٠ سال باشد یا ٤٥ سال باشد. تا یک تغییر و تحولی در او پیدا نشود، این مرور زمان در تبدل حال و تبدل کیفیت چه تأثیری دارد؟ پس این سن را که حالا در روایات مطرح کردند این سن عبارت از عنوان مشیر است که حالا در این سن[مطالبی را خدمتتان] عرض می کنیم. آنچه که در اینجا در این مسأله مطرح است عبارت است از تغییر و تحول یک امر تکوینی، و سن که یک امر تکوینی نیست سن یک امر اعتباری است، حالا شما بگویید ١٣ سال بر این گذشته یا اینکه بگویید ٣٥ سال بر این گذشته، ٣٥ سال و ١٣ سال گذشتن یک امر اعتباری است. ما باید ببینیم که این شخص و این بچهای که الآن میخواهیم بلوغ را بر او اطلاق بکنیم چه تغییر و تحوّلی در او پیدا شده تا اینکه شما میخواهید به او بالغ بگویید. این چی شده که شما می خواهید به او بالغ بگویید؟ به اینکه حالا ١٣ سال بر این گذشته، شما به او بالغ می گویید؟ خب ١٣ سال یعنی ١٣ دور دوران ارض دور شمس دیگر! ١٣ سال گذشته حالا بنده می گویم فرض کنید که ١٣ سال شمسی یا ١٤ سال قمری، ١٠ سال میلادی، این چه اثری دارد در این قضیه؟ پس بطور کلی معلوم می شود که اوّلاً بلا اوّل این که ما سال را میزان برای بلوغ در پسر یا دختر بدانیم، این یک امر لغوی است، یعنی اصلاً ما کاری به روایات نداریم، اصل قضیه این است که این یک امر لغوی است، این یک امر بیخود و بدون ملاک منطقی است که شما بیایید یک سالی را میزان برای بلوغ افراد قرار بدهید. این یک مساله.

