جلسه ۱۶
8حالا در مورد شابّ حدث السن که در روایت بررسی کردیم ما میتوانیم بگوییم که مثلاً تا ١٩ سالگی، حتی تا ٢٠ سالگی، در این حدود هم حتی شارع[خیلی سخت نمی گیرد،] این معفوّ است، میگوید این حالا چیزی نمیداند! طغیان غرایز هست و از ثبات کافی هنوز برخوردار نیست.
سؤال: چون در مقابل شیخ و شیخه قرار گرفته...
جواب: بله دیگر. لذا در این مسائل و قضایا نباید به عنوان یک امر کلی این مطالب را نسبت به هر مصداقی سنجید، نسبت به خصوص هر مورد باید به همان کیفیت سنجیده شود.
[سؤال و جواب عربی]
اللَهم صل علی محمد و آل محمد
[شروع جلسۀ درسی ١٤٩]
در روز گذشته عرض شد که مسألۀ بلوغ با مسئلۀ تکلیف فرق دارد. البته حالا خب آن مسأله را ما در آنجا مطرح کردیم و ان شاءاللَه در این دو سه روزی که باقی مانده...، ظاهراً تا چهارشنبه که اصلاً بیشتر درس نیست و بعد تعطیل میشود، علی ایِّ حالٍ وضعیت ما هم مشخص نشده، دیگر تا وقتی که هستیم راجع به این مسأله باز توضیحاتی میدهیم و تمامش میکنیم.
بلوغ همان طوری که عرض شد یک مسألۀ تکوینی است و یک مسألۀ تعبدّی نیست. یک حالت واقعی و یک تغییر و تبدّل کیفی در خصوصیات اخلاقی و خصوصیات جسمی پسر و دختر است که در تکوین و در جهات مختلف فیزیکی آنها، این مسأله انجام میشود یا ترکیبات اعضاء تولید نسل تغییر و تحولی پیدا می شود. این یک مسأله است که ما این را باید مدّ نظر قرار بدهیم و بعد مطلب دیگر مسألۀ تکلیف است که آن تکلیف را هم همان طوری که عرض کردیم بسته به موارد تکلیف، تعلّق الزام و عدم تعلّق الزام هم تفاوت پیدا میکند.
بناءً علیهذا بلوغ عبارت است از یک قضیهای که پسر و دختر به سن نکاح برسند یعنی به سنی که آمادگی برای نکاح در آنها وجود دارد و به عبارت دیگر از طفولیت بیرون بیایند و از طفولیت خارج بشوند. مثلاً فرض کنید آیاتی داریم که در آنها میفرماید- البته قبلاً آیات را عرض کردیم حالا دوباره مرور میکنیم. چون در مورد این آیات صحبت شده، حالا دوباره برای تفصیل بین بلوغ و تکلیف، این مطلب را عرض می کنم.

