اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۶

0
فقه

جلسه شانزدهم - بلوغ دختران

نسخه عربی

جلسه ۱۶

4
  • سؤال: روایت ٩ سالگی بریِّ از استثناء است. روایاتی که دربارۀ ٩ سالگی وارد شده بیشتر از ١٣ سالگی است. 

  • جواب:خب عیب ندارد آن روایات را حمل می کنیم بر اینکه آن موقع این طور بوده است و روایات ١٣ سالگی هم حمل می‌شود بر آن که فرض کنید که حضرت خواستند موارد را بیان کنند. در بعضی جاها موارد ٩ سال بوده است و در بعضی جاها که از حضرت سؤال شده، زمینه، زمینه‌ای بوده که اصلاً ٩ سال معنا نداشته و حضرت ١٣ سال را فرمودند.

  • پس بنابراین خود نفس اختلاف روایات...، آخر ١٣ سال، ثلاثة عشر سنه اصلاً از نظر کلمه جوری نیست که ما بگوییم حالا این روایت کلمه‌اش مشابهت داشته. آخر بعضی اوقات سبعه با تسعه مشابهت دارد. مثلاً هر دو چهار تا دندانه دارند، ٣ تا سین دارد یکی ب دارد می‌شود سبعه. آن تسعه یک دندانه ت دارد سه تا سین دارد می‌شود چهار تا. هر دو هم عین دارند و هردو هم...، یک وقت ممکن است بگوییم این راوی نوشته سبعه، آن موقع هم که نقطه گذاری نبود، در زمان سابق نقطه گذاری نبود. یکی از مسائلی که در علم الحدیث است این مسأله است که در این موارد چه باید کرد؟ در آن زمان سابق که نقطه نبود راوی سبعه می‌نوشت آن هم تسعه می‌نوشت، در اینجا چه باید کرد؟ ولی در اینجا داریم ثلاثة عشر سنه، ثلاثة عشر سنه کجا تسعه کجا؟ اصلاً ربطی به همدیگر ندارند، این طور نیست که بگوییم راوی آمده اشتباه کرده است. این معنا این است که حضرت آمده در اینجا، در ثلاثة عشر سنه، این ثلاثة عشر سنه را مورد ماکزیمم سن در آنجا تعیین کردند، گفتند از ٩ سالگی تا ١٣ سالگی علی اختلاف مراتبهم، بلوغ محقق است. یک دختر ممکن است از ٩ سالگی باشد، یک دختر ممکن است ١٢ سالگی باشد، یک دختر ممکن است ١٣ سالگی، یک دختر هم ممکن است اصلاً عقلش کار نکند تا ٢٠ سالگی هم بالغ نباشد. یعنی نفس اختلاف نشان می‌دهد که در اینجا حضرت نخواستند حد را تعیین کنند. وقتی که اختلاف هست نمی‌خواهد اصلاً در اینجا حد را من باب مثال تعیین کند. فرض کنید مثل روایاتی که در مورد شب قدر است. در شب قدر اصلاً بنای شرع بر این است که مشخص نباشد که ١٩ است یا٢١ یا ٢٣، برای اینکه هر سه شب را مردم احیا کنند نه اینکه فقط شب ٢٣ بلند شوند و آنجا شب قدر را احیا کنند، یعنی داعی بر اخفاء است. در اینجا هم مسأله همین طور است. وقتی قضیه، قضیۀ تکوینی هست، حضرت بیایند چه چیزی را تعیین کنند؟ مسئلۀ تکوینی است. آخر عقلی که در این دختر هست با عقلی که در آن دختر هست فرق می‌کند دیگر. رشد جنسی و جسمی فرق می‌کند در هر دو. حضرت اصلاً نمی‌توانند بیایند تعیین کنند بگویند که مثلاً اگر به این حد رسیدی فلان. الان ما بسیاری از بچه‌ها را می‌بینیم که انبات شعر هم بر آنها شده است ولی عقلشان را نگاه می‌کنیم می بینیم به اندازۀ عقل یک بچّۀ ١٠ ساله است. چه طور ممکن است بگوییم این بالغ است؟ چه طور ممکن است بگوییم که آقا حدّ بر این جاری می شود؟ نمی توانیم بگوییم چون یک مو درآمده حد جاری بشود! حد که آقا به خاطر مو نیست! به مو که حد نمی‌زنند، به طرف دارند حدّ می‌زنند. حالا فرض کنید که همین محتلم هم بشود باز در این صورت عقلش کوتاه است.