اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۶

0
فقه

جلسه شانزدهم - بلوغ دختران

جلسه ۱۶

13
  • خب خیلی از موارد هست: من باب مثال در مورد صلاة مسافر، در یک روایت می‌گوید که فرض بکنید وقتی که صدای اذان را نشنوید حدّ ترخّص آنجاست، در یک روایت می‌گوید وقتی دیوارهای شهر را نبینید. خب وقتی که شما ملاحظه می‌کنید می بینید قطعاً این روایت یک مسافت بعیدتری را می‌خواهد تا روایت اوّل. اینکه دیوار شهر را شما نبینید شاید از سه فرسخی، چهار فرسخی هم شما دیوار شهر را قشنگ ببینید ولی صدای اذان را از دو کیلومتری دیگر نمی‌شنوید. پس معلوم می‌شود باید آن روایتی را که دالّ بر این است که دیوار شهر را ببینید، منظور به طور وضوح و بطور خیلی روشن و مبیّن و مشخّص است که انسان دیگر از یکی دو کیلومتری، آن دیوار را نمی‌تواند ببیند یعنی کاملاً آن درزهای بین دیوار را، بین آن آجرها را، رنگ خود آنها را. از اینجا ما کشف می‌کنیم که منظور روایت از رؤیت جُدران، عبارت از رؤیت واضحه است نه یک رؤیتی که صرف تشخیص بین جُدران و بین أشجار باشد، آن را انسان از چهار فرسخی هم می‌تواند تشخیص بدهد. بعضی‌ها از طهران درمی‌آمدند یک مقدار می‌آمدند بیرون فرض کنید چیزهای کرج را هم می‌دیدند. خیلی‌ها در مسافتی که از قم می‌رود تا طهران، از وسط‌های راه، خیابان‌ها و چیزهای طهران پیداست و بعضی‌ها که چشمشان قوی بود می‌گفتند اصلا ما طهران را می‌دیدیم البتّه حالا به طور وضوحِ وضوح نه، ولی خب مشخّص بود. خب این منظور در اینجا نیست، منظور عنوان مشیر در اینجا هست.

  • یا اینکه فرض کنید که من باب مثال در بعضی از روایات داریم که استظلال برای حاجی حرام است، اشکال دارد. خب استظلال که در روایت هست یعنی حاجی خودش را در تحت ظل دربیارورد. این مشخّص به این است که منظور حضرت در اینجا این نیست که حتّیٰ در شب هم که تاریک است و ظلّی در اینجا وجود ندارد، باز حاج و معتمر در حال احرام بایستی که خودش را در تحت ظلّ قرار ندهد. این را دیگر استظلال نمی‌گویند. یعنی وقتی که شما فرض بکنید که در یک ماشین سرپوشیده نشستید و در شب حرکت بکنید، می گویند شما مستظل هستید؟ ظل به خود گرفتید؟ مستظلّ مِن الشّمس أو مستظلّ مِن السّماء؟ مستظلّ مِن السّماء که معنا ندارد، مستظلّ مِن الشّمس است دیگر. خب در اینجا خود نفس این قضیّه ولو اینکه لیل در اینجا نیست...، اگر یک وقت می‌گفت حتّیٰ فی اللّیل، خب این مشخّص بر این است که المستظلّ حتّیٰ من السّماء أو من ضوء القمر و امثال ذلک[هم در اینجا اشکال دارد،] ولی چون در روایات ظل به عنوان لیل نیست، این جنبۀ استظلال حکایت از این نمی‌کند که شما در شب هم بایستی که فرض بکنید که در تحت ظل آسمان[قرار نگیرید] مگر اینکه جهت دیگری باشد که اصلاً حاجی فرض کنید که در حال احرام باید اصلاً سرش بینه و بین السّماء حاجب و رادعی نداشته باشه که آن را ما از روایات نمی‌فهمیم. حالا یک کسی بیاید از باطن و این حرف‌ها مطلب را استفاده بکند ما نمی‌دانیم. ما آنچه که از روایات می‌بینیم و متفاهم عرفی است مستظلّ مِن الشّمس است، استظلال از شمس است امّا اضافۀ بر آن نیست و دلیلش این است که در منزل استثناء شده، در منزل شما می‌توانید زیر سقف باشید، فرض کنید که در یک جا که پیاده می‌شوید زیر سقف باشید، این حرکت باید حرکتی باشد [که در حال حرکت زیر سقف قرار نگیرید.] پس بنابراین انسان از اینجا استفاده می‌کند که متفاهم عرفی در اینجا می‌تواند دخیل در تبیین معنای روایت باشد.