جلسه ۱۶
12فقط میماند قضیۀ احتلام، در قضیۀ احتلام این مسأله یک مسألهای است که قابل توجّه است یعنی مسألۀ احتلام وقتی که میگویند شخص محتلم شد آن وقت همراه با احتلام خصوصیات این هم فرق میکند، صدایش تغییر پیدا میکند، حالاتش تغییر پیدا میکند، احساس زوجیّت برایش پیدا می شود، احساس نکاح برایش پیدا می شود، دیگر از مرحلۀ طفولیّت خودش را بیرون میآورد، این را میتوانیم بگوییم، یعنی این را میتوانیم به عنوان یک اصل عقلایی بگوییم که جنبۀ احتلام و جنبۀ طمث، این میتواند [ملاک باشد] برای رسیدن به این بلوغ، اصلاً ما فعلاً کاری به شرع نداریم ها که در روایات چی آمده، نه، ما اصلاً از نظر خارجی، [مسئله را بررسی می کنیم؛] فرض میکنیم ما اصلاً مسلمان نیستیم، اصلاً دین نداریم ولی ما میخواهیم از نظر مسائل اجتماعی بررسی کنیم که در یک جامعه، دختر در چه سالی باید ازدواج کند و پسر در چه سالی؟ خب سال سالِ احتلام است دیگر. وقتی که پسر محتلم میشود اوّلین حرکت او به سمت میل به زوجیّت و نکاح در او پیدا میشود گرچه مثلاً در سابق بر این هم ممکن است حالاتی و خصوصیاتی داشته باشد ولی آن حال جدّ، این بعد از احتلام برای پسر پیدا میشود و همین طور آمادگی دختر برای ازدواج، آن هم در حال طمث است و قبل از طمث اصلاً آمادگی جسمانی برای این مسأله نیست. این می شود یک جنبۀ عقلایی و خارجی و اجتماعی به خود بگیرد.
حالا می آییم سراغ روایات، ببینیم روایات در این زمینه برای ما چه مطلبی را بیان میکنند؟ با توجّه به اختلافی که ما در روایات میبینیم: در یک روایت فرض کنید که ٩ سال را شمرده، در یک روایت ١٣ سال و ١٤ سال را شمرده، در یک روایت برای پسر ١٣ سال و اینها، در یک روایت ١٥ سال تمام، با توجّه به این روایت اصلاً این روایت به عنوان یک عنوان موضوعی و بالإستقلال که حدّی را برای بلوغ بیان میکند دیگر از اعتبار میافتد. در هر جا که ما دیدیم در روایات اختلاف وجود دارد در این گونه موارد، قطعاً ما باید بدانیم که عنوان مشیر در اینجا لحاظ شده و جنبۀ غالبیّت در اینجا مدّ نظر قرار گرفته.

