اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵

0
فقه

جلسه پانزدهم - بلوغ دختران

نسخه عربی

جلسه ۱۵

3
  • مگر این که ما روایت را این طور معنا کنیم؛ آن حدودی که آن حدود جنبۀ تنبیه و اینها نباشد مانند قصاص، چون به حدود، قصاص هم گفته می‌شود و اطلاق می‌شود. یک شخصی یکی را اعدام کرده باشد و اولیاء دم از این نمی گذرند. حالا این دیوانه شده. حالا این چه دیوانه باشد چه عاقل باشد در هر صورت این باید اعدام بشود. این در اینجا دیگر فرقی نمی‌کند از نظر این مسأله. خب ممکن در اینجا بگوییم که روایت ناظر به این جهات است. یعنی جنبۀ تنبیهی در اینجا لحاظ نیست بلکه نفس الفعل در اینجا مطرح است، عمداً و عن علمٍ یک شخصی را به قتل رسانده، الان حد بر او واجب است حالا چه این که فرض کنید که نائم باشد یا بی هوش باشد یا اینکه مجنون باشد، فرقی نمی‌کند، اگر حتی نائم هم باشد، فرض کنید یک شخصی یکی را کشته، لازم نیست شما از خواب بیدارش کنید بعد گردنش را بزنید. در همان خواب هم می‌توانید گردنش را بزنید یا اینکه فرض کنید که...

  • سؤال: این مطلبی را که شما فرمودید با آن حتی یفیق یا حتی یستیقظ منافات دارد.

  • جواب: نه، آن حدودی که جنبۀ تنبیهی ندارد

  • سؤال: اطلاق دارد، حتی یفیق آن حدودی را هم که جنبۀ تنبیهی نداشته باشد شامل می شود.

  • جواب: نه، اگر این روایت نبود ما هم مطلب شما را مطرح می‌کردیم که برای دیوانه اصلاً حدّی نیست یا برای نائم حدّی نیست ولی ما می‌توانیم بگوییم که مثلاً این حتّی یَستیقظ این مربوط به آن مواردی است که...، خود خواب فی حدِّ نفسه مانع برای حدّ نیست. خواب مانع برای حدّ است در آن حدودی که جنبۀ تنبیهی داشته باشد. ولیکن یک شخصی فرض کنید یک کسی را اعدام کرده حالا بعد هم خوابش برده، الان چه مانعی[برای اجرای حد داریم؟] یعنی از نظر عقلی، حالا به روایت کار نداریم، اصلاً ما به روایت کار نداریم، اگر مثلاً فرض کنید که این روایت شیخ طوسی نبود، از نظر عقلی این یک شخصی را اعدام کرده حالا خوابیده، و ما می بینیم که اگر این بیدار بشود ما زورمان نمی‌رسد که او را بکشیم! پهلوانِ فِلان است، حالا یک جا توی خواب گیرش می‌آوریم و او را می‌کشیم. این از نظر عقلی چه اشکالی دارد؟ بالاخره او الان مستحقّ اعدام هست، حالا خوابش برده، برده، مست کرده و به خاطر مستی قدرت برای حرکت و ظبط ندارد، خب مست کرده باشد، این غیر از این که مست کرده و به خاطر مستی هشتاد ضربه بزنیم و در حال مستی هم بزنیم که دردش هم نیاید یا مثلاً آنقدر مست کرده که نمی‌فهمد. آن جنبۀ تنبیهی در اینجا نمی‌آید، درست است. مانع است. نوم مانع است یا مثلاً سُکر مانع است که خولط همان معنای سُکر و اینها هست که نمی‌داند و عقلش درست کار نمی‌کند. ولی در اینجا حدودی که آن حدود، نفس اجرای آنها الان مورد نظر هست آن مثل قصاص یا این که کسی یک چشمی را در آورده آن هم چشمش بایستی در بیاید چه اینکه در حال جنون باشد، اولیای جُرح از این حق نمی‌گذرند، شخص نمی‌گذرد می‌گوید این چشم من را در آورده من باید چشمش را در بیاورم یا گوشش را در بیاورم