جلسه ۱۵
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
[ظاهراً سؤال و جوابهای ابتدای این جلسه، ادامۀ سؤال و جوابهای پایانی جلسۀ١٤٧می باشد.]
...خب این مسأله ممکن است که...، یا این که این قضایا به گوش آنها رسیده بوده ولی از باب این که به رأی و قول فقهای اربعه عمل میکردند شاید به خاطر آن، مثلاً تاریخ را مورد توجه قرار ندادهاند.
سؤال: از باب این که منع کرده بودند از نقلش و اعتباری هم که برای امیرالمؤمنین قائل نبودند
جواب: روایت با مسألهای که اتفاق خارجی افتاده فرق میکند. این قضیه در خارج اتفّاق افتاده. وقتی که پیغمبر این کار را کرد خب این دهان به دهان میگردد، فلان میشود. مثلاً اصلاً میتوانیم بگوییم این مغفول بوده، یا به طور مجمل بوده، یا کیفیّتش مشخص نشده، خصوصیاتش نرسیده به دست اینها، ٢٠٠ سال فاصله بوده از این جریان تا آن موقع و در کتابها هم ننوشتهاند که مثلاً چطور بوده است. الان یک قضیه ١٠ سال پیش اتفاق افتاده، یک عده میگویند ما آن جوری دیدیم، یک عده میگویند ما این جوری دیدیم، خلاف هم دیگر نقل می کنند.
سؤال: از لحاظ قضایی میخواهم بگویم. کسی که قاضی میشود، مطالعاتش، تحقیقاتش...؟
جواب: آن نظر قاضی است. آن کسی که از این جا قطع میکند اگر صد مورد هم پیش آوردند از اینجا قطع میکند. کسی که فرض کنید که رأیش به این باشد که از اینجا باشد خب از اینجا میبرد. و یک مستند قابل [اعتمادی هم] ندارند که مثلاً فرض بکنید که طبق آن عمل بکنند. الان هم که اینها در عربستان قطع میکنند به فتوای چه کسی قطع میکنند؟ به فتوای بن باز قطع میکنند دیگر. به فتوای کسی دیگر که نمیکنند. حالا بن باز برود یکی دیگر بیاید بگوید انگشت را از اینجا قطع بکنند، از فردا شروع میکنند از اینجا قطع می کنند. یک امر مشخصی نیست که همه بر طبق آن بخواهند یک نواخت باشند.

