جلسه ۱۵
4سؤال: جنون اگر ادواری باشد ...؟
جواب: نه این هم همین است.
سؤال: ...؟
جواب: یعنی ادواری باشد؟
سؤال: ...؟
سؤال: در روایت دوم ؟ باشد در روایت اول ادواری باشد
جواب: خب باز هم همین طور است. نه، [دلالتی بر این معنا] ندارد. اولاً روایت ساکت است که به معنای [ادواری] باشد. این روایتی هم که میگوید جنون حتی یفیق این هم دلالت بر [ادواری بودن جنون] نمیکند. غایت را دارد بیان میکند نه اینکه بخواهد تقسیم کند. میگوید دیوانه تا وقتی که دیوانه است، این طور که ما میگوییم. دیوانه تا وقتی که دیوانه است حد به او جاری نمیشود نه اینکه دیوانه ای که خوب میشود تا وقتی که خوب نشده است حد بر او جاری نمی شود.
سؤال: حدیث بعدی می گوید اگر خوب باشد باید حد را جاری کنید
جواب: حتی خولط دیگر!
سؤال: ان کان...
جواب: اِن کان اوجب، بله این دیگر در اینجا توضیح است، یعنی نیاز ندارد، فقط حضرت توضیح دادند. بله کسی که خودش اوجب علی نفسهِ الحد در حالی که صحیح است، این دیگر نیاز به توضیح ندارد، یک بیان توضیحی است. اصلاً شرط برای حد همین است که اوجب علی نفسه الحد و صحیح العقل، در غیر این صورت که اصلاً حد واجب نیست، این یک بیان توضیحی است، دخالتی در معنای حدیث و روایت ندارد. خولِط با اولی یکی است. منتهی در اولی حد تعیین شده است، در دومی حد تعیین نشده است. آن هم نمیگوید جنون حتی یفیق یعنی در موردی که این جنون، جنون ادواری است. میگوید در حین جنون اصلاً نبایستی که این کار انجام بشود چه جنون میخواهد ؟ باشد یا ادواری باشد.
آن وقت این روایت خولط منافاتی با این پیدا میکند لذا در اینجا هیچ حملی نمیتواند بر این صحیح باشد الاّ اینکه ما بگوییم منظور از این حد، آن حدودی است که علی ایّ حالٍ باید بر آن فاعل اجرا بشود بأی نحوٍ کان. مثلاً یک شخصی را کشته است، فرض کنید که یک قصاصی بر او هست اگر قائل بشویم بر اینکه اثبات حدی در اینجا شده است مثل زنایی یا مثل لواطی در اینجا هست و ما لواط را علی أی نحوٍ کان حدش را باید جاری بکنیم نه اینکه جنبۀ تنبیهی و اینها داشته باشد و اگر این مطلب را قائل بشویم اینها هم جزو آن مواردی است که ولو با وجود یک همچنین قضیهای باید این حد جاری بشود، یعنی یک حدی است که خلاصه وجود فاعل باید از روی زمین برداشته بشود. در بعضی موارد این طور است. اصلاً این فاعل نباید دیگر روی زمین باشد.

