جلسه ۱۴
4قسم دوم اینکه بگوییم در ظرف جنون و در ظرف صباوت و در ظرف نوم اگر فاعل مرتکب یک خطایی شد یعنی اگر مجنون مرتکب فعلی شد، نائم مرتکب فعلی شد، نائم خوابیده، رِجْلِش را میزند به کلۀ یکی و پایش میرود در چشم کسی کور میشود، یا اینکه صبی در حال صباوت سنگی را می اندازد می خورد به چشم کسی و کور می شود، این معنا قطعاً هست. یعنی در حال جنون و... این معنا مسلّم است. چرا این معنا مسلّم است؟ به جهت اینکه اصلاً معنا ندارد که این حدود بعنوان کیفر و جزا مترتب بشود بر فاعلی که آن فاعل عقل ندارد. اصلاً معنا ندارد. از ابده بدیهیات است که مجنون که اصلاً عقل ندارد خدا او را به این جزا مبتلا کند چون جزا مترتب بر علم است، همان طوری که در بحث دیروز یا قبلاً اشاره ای شد که جزا اولاً مترتب بر علم است و دوم مترتب بر عمد هم هست. اصلاً جزا به اعتبار تناسب حکم و موضوع متعلق میشود بر مکلفی که دو مساله را داشته باشد: یکی علم و یکی عمد. حالا اگر هر کدام از این دو تا را فاقد بود جزایی دیگر در اینجا نیست. اگر عمد دارد ولی عالم نیست، فرض کنید شخصی را میکشد به تصور اینکه مهدور الدّم است، این در اینجا باید دیه بپردازد نباید دیگر قصاص بشود. یا اینکه علم دارد به حرمت[اضرار بر غیر]، اما در واقع دارد سنگ میاندازد که ثمرهای را از شجر بیندازد اما سنگ میخورد به سر کسی و چشم او کور میشود، در این صورت علم هست و عمد در اینجا نیست. مسئلۀ دیگر نائم است که در نائم اصلاً [علم وعمد] معنا ندارد، صبی هم همین طور، ملحق به این دو تاست چون صبی اصلاً آن عقل مدرک مصالح و مفاسد را ندارد، وقتی که ندارد پس قطعاً آن مصادیق و آن مفهوم از این قضیه شامل...

