جلسه ۱۴
3یا اینکه در یک روایت دارد، محمد بن علی بن الحسین باسناده عن حسن بن محبوب عن علی بن رئاب عن ابی عبیده عن ابی جعفر علیه السلام فی رجلٍ وَجَبَ علیه الحد فلم یُضرب حتّی خولط فقالَ اِن کان اوجب علی نفسه الحد و هو ؟ علة من ذهابَ العقل اقیم علیه الحد کائناً ما کان. این روایت در اینجا مساله را مشکل می کند، یعنی این روایتی که فرض کنید که می فرماید اگر مردی بر خودش حد واجب کرده، بعد این دیوانه شده، مخبّل شده، آیا در حال جنون و دیوانگی باید حد بخورد؟ این با این روایت منافات دارد.
ما میتوانیم بگوییم منظور از این روایت اول که: لا حدّ علی مجنون حتی یفیق، شاید معنایش این باشد که دو مطلب را در این روایت می خواهد بفرماید؛
یکی اینکه اگر مجنون در حالت جنون مرتکب خطا شد این بایستی متوقف بشود حتی یفیق. و این اصلاً نه حد دارد و نه قصاص دارد و نه هیچ چیز دیگر.
یکی اینکه این روایت را میتوانیم این طور معنا کنیم که اگر شخصی در حال صحت و در حال سلامت مرتکب یک ذنبی شد و بعد دیوانه شد باید به او مهلت داد تا وقتی که این از جنون خارج بشود آن وقت بعد حد را جاری کرد. هر دوی اینها شامل این قضیه میشود. یعنی در این حال حد جاری نمیشود.
یا اینکه یک شخصی فرض کنید مرتکب جنایتی شد و الان خواب است. میگویند در حال خواب حد را جاری نکنید که الان که این خوابیده شما بیایید شمشیر به او بزنید و ضربتی به او بزنید، باید یستیقظ و بعد یُجری علیه الحد. ممکن است این طور معنا کنیم.
یا اینکه فرض کنید صبی در وقتی که صبی هست حد بر او جاری نمیشود. چون این ظرف اقتضای اجرای حد را نمیکند. یعنی منظور از روایت این است که در وقت جنون و در وقت صباوت و در وقت نوم، لا یجری علی هولاء ثلاثة الحدود ولو اینکه قبل از نوم مرتکب جنایت شدند، قبل از جنون مرتکب جنایت شدند. ممکن است بگوییم روایت در اینجا این معنا را بدهد. منتهی چون در صبی معنا ندارد که قبل از صباوت مرتکب جنایت بشوند فقط در صبی این است که در ظرف صباوت اجرای حد نمیشود. [اگر] این طور معنا کنیم صحیح است و این معنا معنای خوبی است و صحیح است، حالا علتش را عرض میکنم که چرا به این کیفیت. این یکی از دو قسم.

