جلسه ۱۴
13سؤال: بیست یا بیست و پنج سال؟
جواب: ٣٠ و ٤٠ سال هم که مثلاً شاید! آن هم احتمالش هست دیگر!
حالا با توجه به این روایت که البته روایات دیگری هم هست که انشاءاللَه من در روز بعد، فردا یک مشکلی دارم نمیتوانم بیایم احتمالاً یک مسافرتی در پیش دارم ولی در پس فردا اگر توفیق داشته باشیم من روایات دیگری را که دیدم ولی یاداشت نکردم، در همان نوشته جاتم هست، آنها را میآورم، با توجه به آنها، این روایاتی که در مورد دختر هست باید ببینیم در مورد اینها چه توجیهی میتوانیم داشته باشیم. البته زیاد است. چند تا روایت دیگر هم هست.
سؤال: نمی شود حد را در این روایات به معنای تعزیر بگیریم؟ چون در قرآن کریم حد برای تعزیر هم اطلاق شده.
جواب: الحدود التامّه دارد.
حالا آن مسئله یک طرف، آن روایتی که دارد اگر قبلاً در حال عقل این جنایت را کرده و در حال جنون باید حد بخورد، این روایت مشکل است و اگر توانستیم اینها را توجیه بکنیم و بتوانیم به یک مفاد معقولی برسیم، آن وقت بواسطۀ آن، این روایات مربوط به بلوغ را هم میتوانیم توجیه کنیم.
سؤال: ...؟
جواب: ببینید فرض کنید حالا آن کسی که سوال کرده، این یک شخصی بوده که از مسایل بی اطلاع بوده شما الان خودتان سوالاتی را میبینید که اینها چقدر سوالات بی ربطی است و اینها سوالات شرعی نیست. این دلیل نمی شود که...
سؤال: این سوالات سوالات خاصی است. در مورد امام جواد سلام اللَه علیه داریم که وقتی متعصم سوال میکند که شخصی می آید اعتراف به سرقت میکند، در یک مجلسی سوال میکند از فقهاء، یکی میگوید از اینجا باید قطع کرد و یکی میگوید از مرفق باید قطع کرد و هر دوشان هم استناد به آیۀ قرآن میکنند. از امام میپرسند امام میگوید من را از جواب معذور بدارید. آنها اصرار میکنند. حضرت میگویند فقط انگشتان باید قطع شود آن هم با تمسک به آیه. بعد حاکم حکم میکند که انگشتان باید قطع شود. چطور میشود این سؤال فقط زمان امام جواد مطرح بشود؟ در زمان رسول خدا مگر محکمههای قضایی نبود و هیچ کس سرقت نمیکرد و دست کسی را قطع نکردند؟

