جلسه ۱۴
5... بعد می خوابد، آیا در حال خواب یا در حال جنون حد به او جاری میشود یا باید صبر کرد؟ می توانیم بگوییم روایت شامل این مورد هم میشود چرا؟ به جهت اینکه ما در حد دو چیز لازم داریم:
در مسئلۀ حد و قصاص، شرط اول صدور و انتساب فعل است به فاعل در حال علم و در حال عمد. این شرط اول است.
مطلب دوم این است که قصاص و حدود از باب مکافات برای عمل، مترتب میشود بر فاعل. وقتی فاعل دیوانه باشد در اینجا چه مکافاتی بر این فاعل هست؟ دیوانه مثل دیوار است، مثل فرش است، مثل جدار است. دیوانه با جدار هیچ فرقی نمی کند. چون شما میخواهید مکافات کنید دیگر. این الان در اینجا خمر خورده و شما میخواهید مکافات کنید برای این عمل و حدود اللَه را برای این اجرا کنید. آیا بر دیوانه متحقق است؟ دیوانه اصلاً چیزی نمیفهمد.
بعضی از این حدود برای تنبه است. بعضی از این حدود برای ادراک مسأله است. حداقل اقل حدود این است که مکلف متنبه بشود. وقتی که اصلاً تنبه در دیوانه معنا ندارد، شما مرتب بیایید دیوانه را شلاق بزنید خب اصلاً چه نتیجهای بر این کار مترتب است؟ مگر اینکه شما بگویید که حد مترتب است بر فعل در حال علم ابتداءً لا استدامتاً، یعنی اجرای حدود به عنوان علت محدثه موجب برای تعلق حدّ است اما آن علت محدثه علت مبقیه نیست، یعنی در بقا لازم نیست شخص عاقل و عالم باشد. اگر علم و عمد بعنوان علت محدثه در حدوث حد دخالت دارد، بعنوان علت مبقیه دیگر دخالت ندارد، اگر این طور است این نقض غرض است. به جهت اینکه به همان دلیلی که علت محدثه، مترتب بر عقل و عمد است، به همان دلیل، خود نفس اجرای حد هم مترتب بر آن است و الاّ لغو خواهد بود. چرا ما میگوییم علم و عمد در علت محدثۀ برای حد دخالت دارد؟ به جهت اینکه این فعل در وقتی موجب حد است که انتساب این فعل به فاعل بر اساس عقل باشد. پس بنابراین چطور ممکن است خود نفس فعل موجب برای حد باشد با توجه به انتساب علم و عمد اما لوازم این فعل منتسب به فاعل باشد بدون توجه به علم و عمد؟ این نقض غرض است دیگر.

