جلسه ۱۳
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
... بعد میفرمودند که این، این قدر رکوع نمازش را طول میداد! خیلی! که طرف میآمد و میگفت یا اللَه، میرفت وضو میگرفت میآمد[و به نماز] میرسید! میگفت یا اللَه میرفت غسل میکرد میآمد! میگویند خیلی طول میداد! اصلاً من نمیدانم این چطور...! معروف بود. میگفتند یکی از این عربهای بادیه نشین میآمد...
... آقای سید کاظم حائری کارهایش مورد رضایت است.مثلاً یکی آقای خزعلی را گفته که حضرت گفتند ما این را دوستش داریم، راضی هستیم از او. در حالتی که اینها، مخصوصاً آقا سید کاظم حائری خب مسائلی دارد ...،
من گفتم تا خودم نبینم مطلب را، نمیتوانم قضاوت بکنم. و غیر از آن خب دلیل هم هست و آن این است که حضرت و به طور کلی مقام ولایت، همۀ افراد را در هر شرایطی زیر حمایت و لطف خودش قرار میدهد به شرطی که عنادی در کار نباشد و حالا فرض کنید که از یک شخصی در یک بُعدی تأیید میشود...، و این خیلی مسألۀ مهمی است و اگر انسان به این نرسد خطراتی متوجه شخص می شود و برای همین همیشه مسألهای که من مطرح میکنم این است که انسان باید با یقین حرکت کند، همیشه باید محکم باشد، [موضعش] محکم باشد و با یقین حرکت کند و الاّ اگر یقین نداشته باشد، همین مسئله ای که مطرح شد، ممکن است یک دفعه با یک شبهه یک بنایی بریزد، یا اینکه قبل از اینکه بریزد در هر صورت طرف چند ماه سر کار باشد. این حداقل قضیه است دیگر.
این قضیه بود تا اینکه چندی پیش یک شخصی نوار آن مجلس را برای ما آورد، ما رفتیم در جایی که دستگاه پخش داشتند نشستیم و من نگاه کردم این قضیه را. اولاً آن چیزی که مطرح است که این بچه حالت صرع داشته و فلان، به نظر من این طور نبوده بلکه این بچه دچار یک مسائل روحی بوده. بچه یک بچۀ خیلی خوبی است، خیلی بچۀ با نوری است، حدود ١٤ یا ١٥ سالش است و اسمش هم سید حسین بود. برادر زادۀ این آقای حائری است. پدر این آقای حائری هم، پدر خوبی بود، من صحبتهایش را شنیدم دیدم خیلی صاف و ساده و از همان طلبههای نجفی به تمام معنی الکلمه که...، اصلاً کیفیت صحبتهایش نشان میداد که خیلی شخص صاف و ساده و خوش نفس و خوش باطنی است.

