جلسه ۱۲
16سؤال: این اختصاص به مرأة و غلام و عبد ندارد حالا اگر رجل کاملی هم باشد با این وصفی که در این روایت باشد
جواب: بله
سؤال: یک جوری زده باشد که...
جواب: خب بنده هم همین را میگویم که قاعدۀ کلی نیست در اینجا. جمع در این قضیه این است که حضرت در اینجا نمیخواهد قاعدۀ کلی بدهد دست شما. شما این طور برداشت میکنید. من میگویم حضرت خواسته بگوید که فرض کنید که اِنّ المَرأة...، این مرأه و غلامی که این کار را کردند این خطایشان مثل عمد است. یک وقت حضرت در مقام جعل حکم میگوید خَطَاُ المرأة و الغلام عمدٌ، کاری به هیچی ندارد، خب این مسأله جای اشکال است. این اختصاص به مرأة و غلام ندارد چرا حضرت این طور بیان کرده است؟ تازه میگوئیم وصف در اینجا مفهوم ندارد که رَجُل در اینجا نیست، ما که قائل به مفهوم وصف نیستیم الاّ در صورتی که قرینه باشد. نه وصف، نه شرط، نه هیچی. ولی در اینجا نکته این است که ما میخواهیم بگوئیم حضرت در مقام انشاء حکم و اعطاء قاعدۀ کلی نیست، در مقام ابراز یک قضیةٌ خارجیه است. این مرأة و غلامی که این عمل را انجام دادهاند، قتلهما خطاٌ، خطئهما عَمدٌ.
سؤال: پس در حقیقت می توانیم بگوییم در این جا حکم است نه...
جواب: پس در اینجا یک قضیه است که اصلاً هیچ نمیشود نسبت به این روایت...، روایت درست است ولی به درد عمل نمیخورد، یعنی ما قاعدۀ کلی از روایت نمیتوانیم استفاده بکنیم. اگر یک مردی هم یک شخصی را بزند و منظورش قتل نباشد امّا آلات و ادواتش به نحوی باشد یا کیفیت ضرب به نحوی باشد که موجب قتل باشد ما این خطئ را عمد حساب میکنیم. خب این یک روایت.
حالا روایاتی که راجع به صبی و بلوغ است...، دیگر ساعت دوازده است انشااللَه برای بعد.

