جلسه ۱۲
9... در ما نحن فیه برای این است که...، ببینید در اینجا در مقام حدّ جرم و حدّ قصاص، خود میزان عقل را امام در اینجا برایش اختلاف قائل شده. اگر عبدی خود را مختار ببیند و در یک وضعیتی نباشد که یک همچنین احساسی را داشته باشد...، مختار که در هر حال مختار است، سلب اختیار از او نیست. مولا نمیآید این عبد را مجبور کند، او با اختیار انجام می دهد. بحث در مسئلۀ اقواییت سبب از مباشر به عقل عبد برمیگردد. اگر عقلش طوری باشد که خود را در اطاعتِ تامّ احساس بکند، خب این عبد حبس ابد است. خود را در اطاعتِ تام احساس نکند، در اینجا مولا حبس ابد است و این عبد اعدام میشود. در آن روایتی که دیگر مخالف با این است.
جایی که یک اختلافِ در کیفیتِ نظر، موجب رفع حدّ است، آن وقت چه طور ممکن است که یک دختر نُه سالهای به صرف ازدواج که اصلاً تشخیص صحیح از حدّ و از آن جنایتی که دارد انجام میدهد ندارد ما در آنجا بگوئیم که بر این حدّ تامه که در روایات هست وارد میشود. جایی که یک عبد سی سالهای که از نقطۀ نظر اختلافِ در مراتبِ تعقّل، اختلافِ در حدّ برای او پیدا بشود، آن وقت یک دختر نُه سالهای که اصلاً هیچی از اینها را نمیفهمد، ما بگوئیم این باید اعدام بشود؟ این بایستی که [مجازات بشود؟] فرض کنید اینکه در تحت تأثیری واقع میشود و این حرفها ، این را مثلاً باید اعدامش کرد؟ یعنی یک همچنین چیزی واقعاً برای ما قابل قبول هست که این مطلب را بگوئیم؟ البته روایات دیگری را هم که در بحث حج و اینها است [بیان خواهیم کرد.] امروز فقط من خواستم اشاره به این بکنم که این که همۀ حدود را باید نسبت به او جاری کرد، [این جریان حدود تامه،] منافات ندارد با این که عقل و رشد او هم سنجیده بشود و بر طبق عقل و رشدش در اینجا نسبت به او حدود تامّه را انجام بدهیم. یک حدّ، حدّ کم است، یک حدّ، حدّ زیاد است، یکی قتل است، یکی قصاص است، یکی دیه است، این چیزهاست، اینها را ما بایستی مدّ نظر قرار بدهیم. بیخود نمیتوانیم همین طوری به صرف این روایت این را بیان کنیم.

