جلسه ۱۲
7سؤال: حیثیات اجتماعی که نیست، همان شرع هم اجازه داده که...
جواب: نه در هر چیزی دیگر.
سؤال: [یعنی حیثیات اجتماعی در طول اجازۀ شارع است]
جواب: بله، یعنی در واقع از این اجازۀ شرع دارد سوء استفاده میکند.
سؤال: [کسانی که مسؤل اجرای احکام صادر شدۀ توسط قاضی هستند،] آیا اینها مؤاخذه میشوند نسبت به احکام صادره یا مواخذه نمیشوند؟
جواب: آنها هم نسبت به مطلب همین طور است:
یک وقتی شخص اصلاً حکم قاضی را به هیچ وجهی [خلاف] نمیداند و حکم قاضی را صحیح میداند و میرود انجام میدهد، یعنی اصلاً در عقلش خلاف نمیآید که حتی فکر هم بکند این حکمی که قاضی صادر میکند حکم خلاف شرع است، می گوید قاضی است، قاضی اسلام هم هست و مثلاً حکم او، حکم قانون است و نمیشود دیگر هیچ کاری کرد، یعنی برای قانون ارزش قائل است، اصلاً فرهنگش این است، این را کار نداریم.
دستۀ دوم افرادی هستند که موقعیت را ادراک میکنند و ظلم را میفهمند، که مأمور و معذور هم باز در اینجا میآید.
یک دسته هستند که واقعاً اینها گرچه میدانند که این جنابت است، مثل خیلی از افرادی که مباشر هستند، سربازهایی که طبق دستور فرماندهانشان میزدند و افراد را از بین میبردند؛
یک وقتی مسأله این است که مقام یک مقامی است که تخلّف اصلاً امکان ندارد و موقعیّت موقعیتی است که این اصلاً به طور کلی، خلاصه به هیچ وجه نمیتواند تخلّف کند و اصلاً این را یک امری میداند که گرچه خلاف است، ولی چون فرمانده الان دارد دستور میدهد، قانون او را تبرئه میکند، اگر این طور باشد این مشمول این قاعده نیست که تفکر آن طور باشد که به طور کلّی او را ناگزیر کند به انجام این کار. [در این صورت] این را باید اعدام کرد، یعنی هم فرمانده را باید اعدام کرد و هم این سرباز را، جفت اینها را باید اعدام کرد.

