جلسه ۱۲
3وقتی این طور است لذا مجبور هستیم آن جمعی را که دیروز و پریروز عرض شد آن جمع را در اینجا بکنیم که آقا اصلاً تخصیص نمیزنیم، هم روایات به حال خودش است و هم آیه به حال خودش است، ما آن مورد را در آنجا مقیّد میکنیم، یعنی مبین میشود، یعنی مجمل، این دفع الیها مالها، این اجمال به وسیلۀ آیه مبین میشود، آیه چون میآید این معنای دفع مال را مترتب بر رشد میکند، از صراحت تصریح در ترتب بر دفع مال که مترتّب بر رشد است، از صراحت، این دفع الیها مالها معنایش از اجمال بیرون میآید. یعنی مال یَسیر، زندگیشان بگذرد، خیلی پول توی دستشان[نباشد،] همین قدر که زندگیشان بگذرد و بتوانند آب و نانی بگیرند، این مقدار به آنها [دائماً] بدهید. دفع الیها مالها یعنی ولو به تدریج دادهاند، کاغذ بدهید هر ماه بروند از بانک اینقدر پول بردارند که زندگیشان بگذرد، یک دفعه همۀ پولها را دستشان ندهید، کم کم بدهید. آخر تا قبلش خودتان بروید گوشت بخرید برای آنها، حالا که زندگی را شروع کردند، حالا میتوانید این پول را بدهید به آنها که خودشان زندگیشان را بگذارنند. این دفع مال با دفع مالی که فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً دو تا است، لذا ما در اینجا نه تقیید زدیم و نه تخصیص، بلکه در اینجا اجمال آمده مبیّن شده، دفع مال که در اینجا...، مجمل است دیگر، کدام عقل در اینجا میگوید آقا این مال را بده؟ اگر ما این آیه را نداشتیم قطعاً میگفتیم آقا این روایت را بیانداز کنار، یا به همین توجیحاتی که هست توجیه کن. آن وقت فرض کنید مسألهای که مردم بخندند به آن قضیه که نمیشود[صحیح باشد.]
سؤال: خود آیه یک قرینهای هم دارد در اینجا که دلالت می کند بر اینکه مال عظیم باید باشد که این بحث آنستم است، بحث آنستم این است که انسان با مراودۀ زیاد بفهمد که رشد خوبی دارد و این را انسان چه موقع انجام می دهد؟ وقتی که مال زیادی را بدهد، مال کم را که انسان این قدر دقت نمیکند ...

