جلسه ۱۲
2سؤال: توسعه، آیه را از موضوع خارج میکند
جواب: حالا مثلاً دلالت بر تأکیدی بکند، دلالت بر چیزی بکند.
من این را میخواستم عرض بکنم که این را ما نمیتوانیم انجام بدهیم چرا؟ به جهت اینکه خب دیگر نیازی به این فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً در اینجا نیست، دیگر نیازی نیست، یعنی فقط خروج یتم است که در اینجا دلیلی بر اینکه آیه آمده یکی از دو قسم مورد دفع مال را مطرح کرده، این دیگر در اینجا دلیلی باقی نمیماند. پس بنابراین ما از این طرف نمیتوانیم تخصیص بزنیم، میماند از آن طرف که تقیید بزنیم یا تخصیص، از آن طرف. یعنی بگوئیم آیهای که میفرماید فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً این میآید، خروج از یتم را در مرحلۀ توسعه تضییق میکند، میگوید اگر خروج یتمی بود که آن خروج یتم توأم با رشد بود، آن دفع الیه مالها، آن خروج یتمی که توأم با رشد نیست در تحت قسمت نفی آیه، فإن لم تأنسوا منهم رشدا فلا تدفعوا الیهم اموالهم، درآن قسمت باقی میماند. پس بنابراین ما به وسیلۀ آیه میآئیم این خروج از یتم را تخصیص میزنیم، خروج از یتمی که همراه با رشد است، خروج یتمی که بدون رشد است، آن خروج یتمی که همراه با رشد است، این مشمول آیه هم خواهد شد، در این جا تنافی بین این و بین آیه نیست. آن خروج یتمی که بدون رشد است، آیه میآید آن را خارج میکند. پس بنابراین، تخصیص میخورد، میتوانیم این طور بگوئیم. میتوانیم هم این طور بگوئیم، این طور اگر بگوئیم با سیاق روایات منافات دارد، سیاق روایات اصلاً فقط در مورد خروج یتم است، یعنی وقتی که فرض بکنید که...، آخر راوی از حضرت سؤال میکند که وقتی یک دختر نُه ساله...، خب این دختر نُه ساله اصلاً معلوم است که رشد ندارد. ما نمیتوانیم یک معنای من درآوری را از خودمان بر روایت تحمیل کنیم، که معنای توسعه باشد، توسعه در مورد رشد و عدم رشد، و بعد با آیه بیائیم این توسعه را تضییقش کنیم بگوئیم نه، منظور از روایات خروج از یتمی است که همراه با رشد عقلی است، تجربۀ اجتماعی است، ما نگاه میکنیم میبینیم این توفیق بما لایرضی صاحبه است، اصلاً لسان روایات همین لسان نُه سال است، یعنی وقتی نه سالش شد و ازدواج کرد دیگر پولش را بدهید. یا اینکه فرض کنید وقتی که پسر محتلم شد دیگر از یتم خارج میشود، دیگر پولش را بده. دیگر رشد در روایات نیست، زمینه هم زمینۀ پرسش نیست.

