جلسه ۱۲
13[اشکال بر توجیه دوم:]
باز در اینجا یک همچنین توجیهی نمیچسبد. چرا؟ چون حضرت در اینجا عبد را هم مشمول همین عمد، تلقی کردهاند در حالتی که عبد را نمیتوانیم بگوئیم نقصان عقل دارد، عبید یک افراد عادیی هستند و بسیار هم...، حالا اسمشان اسم عبد است و به صرف یک عتق که اینها عقلشان یک مرتبه کامل نمیشود. فرض کنید حالا این شخص عبد است، فردا مولایش او را آزاد میکند و این یکدفعه عقلش کامل میشود! این توجیه[صحیح] نیست. اگر مسأله فقط غلام بود در اینجا جای این توجیه بود ولی عبد را حضرت جزو غلام ذکر بکند این دلیل نیست که اینها نقصان عقلی دارند، نخیر این عبد مثل افراد حر میماند و هیچ فرقی هم با آنها ندارد، فقط عنوانش، عنوان عبودیت است و آن هم عنوانش، عنوان حرّیت است. هیچ تفاوتی ندارد.
آنچه که بنظر میرسد با توجه به اینکه قطعاً این روایات خلاف است، قطعاً این روایات، اگر ما خطا را به [همین] معنای اصطلاحی بگیریم هم با روایتی که میفرماید عَمدُهُما خَطَأ، با این روایت منافات دارد- که می فرماید صبی عمدش خطاء است- و هم با اجماع منافات دارد و هم با ضرورت عقلیه منافات دارد، بجهت اینکه [در بحث حدود داریم که] فرض کنید اگر صبی عمد انجام بدهد، آن عمد صبی را باید خطا گرفت و یا فرض کنید که به کمترین شبههای نباید قِوَد ثابت بشود، در یک همچنین موردی چه طور ممکن است که خطا را به [پای] عمد بگذارند و قصاص را بر آن مترتب بکنند؟ اصلاً بالبداهة العقلیه این روایت مطرود و مطروح است. این مربوط به اصل قضیه که در ظرفی که خطا واقع شده است، در اینجا [اصلاً نباید خطا را عمد تلقی کرد،] و خطا را عمد تلقی کردن ظلمٌ بیّنٌ. هیچ مفرّی از این نیست که [اگر] یک شخصی کسی را از روی خطا بزند و بکشد- خطایی بوده، اصلاً نمیفهمیده، میخواسته فرض کنید که...- [در این صورت حکم او اعدام نخواهد بود]. پس بنابراین آن توجیهی که مرحوم شیخ کردند آن توجیه در جای خودش نیست، این توجیهی هم که مرحوم مجلسی در اینجا کرده، این توجیه هم خالی از اشکال نیست.

