جلسه ۱۱
4اما ما دنبال روایتهای دیگر میگشتیم که ظاهراً در این کتاب نیست، اما آنچه که از حافظهام مدد میگیرم، روایت دیگر باز در این زمینه است که روایتی است که نظیر این است، طبعاً اگر آنچه را که گفتیم شما نوشته باشید میتوانید بیان کنید، یکی صحیحۀ علی بن جعفر است و یکی هم عبداللَه بن سنان است، این دو تا هم هست، منتهی یکی از آنها آن طور که یادم است راجع به غلام است ولی راجع به بنت، جاریه ظاهراً چیزی ندارد. این سه روایتی است که...
تلمیذ: ...
استاد: احسنت! این منظورم بود. در مورد غلام سیزده سال را دارد ولی در مورد جاریه نُه سال را دارد.
خب این یک مسئله است که این مسئله اوفق است به قواعد. یعنی ما از نقطه نظر مسائل ظاهری و باطنی فرقی بین دختر و پسر نمیبینیم. یعنی فرض بکنید یک پسر ده ساله با یک دختر ده ساله از نقطه نظر مدرکات، اینها تفاوتی ندارند. بله وقتی به سن سیزده و اینها میرسند ما آن اختلاف را بین دختر و پسر احساس میکنیم و این را همه میگویند. یعنی به طور کلی یک مسئلۀ عادی است که فرض کنید یک پسر پانزده ساله هنوز بچه است اما یک دختر پانزده ساله مشاعرش نسبت به مسائل ازدواج باز شده، فرق میکند بین یک دختر چهارده ساله و یک پسر چهارده ساله یا سیزده ساله، البته سیزده به بالا دیگر طبعاً تفاوت میکند. از این نقطه نظر میتوانیم بگوئیم این روایات که سیزده سالگی را ملاک قرار داده اند برای وجوب، این سه تا روایت با آن روایتی که پسر را میگوید سیزده سال ولی دختر را میگوید نُه سال، این در واقع میخواهد یک نوع تأکدی را نسبت به دختر در سیزده سالگی نشان بدهد. یعنی روایت میخواهد بگوید که یک پسر سیزده ساله از نقطه نظر مشاعرش در مسائل بلوغ و اینها با دختر نُه ساله تقریباً یک تراز است یعنی پسر در سیزده سالگی به بالا به دوران بلوغ و احتلام میرسد دختر در نه سالگی میرسد. این سه روایتی که مربوط به سن سیزده سالگی هست در دختر و پسر، این مسئله را با توجه به آن قضیۀ تکلیفی که خدمتتان عرض شد اگر لحاظ بکنیم ما متوجه این نکته میشویم که در سن سیزده سالگی میشود گفت که دیگر الزام برای پسر و دختر در اینجا میآید. و این الزام هم همان طور که گفتیم مراتب دارد، مثلاً در مورد پسر الزامش شروع میشود و در پانزده سالگی که در روایات هست این الزامش به یک حد تام میرسد که الزام دیگر بایستی که حتماً در سن پانزده سالگی باشد. یا اینکه...

