جلسه ۱۰
9روایت دیگر، صحیحۀ علی بن جعفر است عن أخیه موسی بن جعفر که الان خواندیم، اینجا میفرماید: قال سئلتُه عن الغلام متی یجب- این از پسر سؤال میکند از دختر سؤال نمیکند- متی یجب علیه الصوم و الصلاة؟ قال اذا راهق الحُلم وقتی که نزدیک احتلام برسد و عَرِفَ الصلاة و الصوم و نماز و روزه را بشناسد، یعنی تعقل کند، اهمیتش را پی ببرد، به اهمیت نماز پی ببرد، به اهمیت روزه پی ببرد، به خصوصیاتش پی ببرد، پی بردن، عَرِفَ نه به معنای این است که چه طوری نماز میخوانند، یعنی موقعیت و ماهیت و وزان نماز و اهمیتش در شریعت، این اهمیت برایش روشن بشود. این معنا، معنای عَرِفَ و عَقِلَ است که حضرت در اینجا ذکر کردهاند. خب در اینجا راهق الحُلم یعنی نزدیک بشود، این هم معنایش همین است دیگر، یعنی کسی که سیزده سالش تمام بشود و وارد چهارده سال بشود این دیگر نزدیک احتلام است دیگر، بچه یا در پانزده سالگی محتلم میشود یا همان حدود چهارده به بعد دیگر، یعنی در همان نزدیک های چهارده سال است. پس این روایت هم با روایت اول تعارضی تا اینجا ندارد، یعنی این دو روایت با همدیگر متعارضین نیستند.
البته خب یک مسئلهای در اینجا هست، یک مطلبی را در اینجا اضافه میکند حضرت موسی بن جعفر علیه السلام که و عرف الصلاة و الصوم است وقتی که نزدیک حُلُم برسد و بشناسد نماز و روزه را، میتوانیم بگوئیم که و عرف الصلاة و الصوم این واو در اینجا تقریباً میتوان گفت عطف بیان است و تقریباً بیان راهق الحلم را میکند نه[ اینکه] به معنای شرط [جداگانه ای باشد،] یعنی آن غلامی که راهق الحلم، هذا هو الغلام الذی یعرف الصلاة و الصوم کسی که به چهارده سالگی میرسد تقریباً در اینجا دیگر معنای صلاة و صوم را میفهمد دیگر نه اینکه بگوئیم یک شرط جدایی است که ممکن است تا بیست سالگی هم نفهمد، نه، بچۀ چهارده سال معنی صلاة و صوم را تقریباً میفهمد، آن وزانش را میفهمد. این هم یک روایت که میتوانیم بگوئیم دیگر با روایت بالا معارض نیست.

