جلسه ۱۰
6خب در اینجا این دو روایت را چه طور میشود با همدیگر وفقش داد؟ روایت هم روایت صحیح است، صحیح علی بن جعفر است از برادرش حضرت موسی بن جعفر، حضرت میفرماید که اذا عَرِف الصلاة و الصوم، بشناسد صلاة و صوم را، پس معلوم میشود که این عرفان تا آن عرفان فرق میکند. این عرفان و این تعقل تا آن تعقل ستة سنوات، تفاوت دارد چون آن طوری که یک بچۀ شش ساله تعقل صلاة را بکند خب مسلم است که یک بچۀ پانزده سال با او فرق میکند. یک بچۀ پانزده سالهای که موقع احتلامش است، خب خیلی تفاوت میکند. پس معلوم میشود این مراتب عقلی که در این روایات است، این مراتب عقل موجب مراتب وجوبی میشود که در این روایات است. ما از تعقل، پی به آن می بریم. چون آن تجب این جا هم هست، تجبُ اِذا عِقَل لسته سنین، تجب اذا عَقِل لخمسة عشر سنین. یا باید بگوئیم این دروغ است یا آن دروغ است، تفاوت هم تفاوت کم که نیست، یک ماه و دو ماه که نیست نُه سال تفاوت بینشان است، یعنی یک برابر و نیم شش سال تفاوت است در اینجا. خب در اینجا معنایش این است که وجوب در این جا به معنای استحباب نیست چون لم یقل احدٌ به اینکه وجوب در خمسة عشر...
... نیست بلکه وجوب به معنای لزوم است، لزوم هم که مراتبی دارد. یَلزَمُ یعنی همان معنای عرفی که خودمان از لزوم میفهمیم. همان معنا. یعنی وادار شدن. این وادار شدن مراتبی دارد. یک وادارشدنی که لا یَتخَلّفُ اَبَدا است، یک وادارشدنی که به معنای رها نشدن است. به معنای عدم الترک است. لا یُترک، به این معنا نه به معنای آن الزام بتی و قطعی که اگر بیهوش هم است آن قدر بزنند او را تا به هوش بیاید و نماز صبح را بخواند. این جور هم دیگر نیست. خب این مسئلۀ اول در مورد وجوب.

