جلسه ۱۰
5سؤال: بالاخره با این بیانی که فرمودید کل این روایات خطابش به اولیاء می شود نه به خود افراد مکلف، پس در این صورت ما می توانیم بگوییم که هنوز آن وجوب اصلی که برای تکلیف است نیامده نسبت به افراد.
جواب: نه،
سؤال: لزوم معنا فرمودید
جواب: بله گفتیم که آن وجوب به معنای لزوم است. ولیکن یک وجوب دیگری را هم در اینجا داریم و آن وجوبی است که دیگر شخص به یک قابلیت برای ادراک این تکلیف میرسد، آن همان حدودی است که پانزده سال ذکر میکنند نه اینکه این قابلیت ادراک این تکلیف آن قابلیتی است که فرض بکنید که در مورد حدود هم همین طور باشد، نه، در مورد صلاة و در مورد صوم این است قضیه اما در مورد مسائل دیگر نه، در مورد دفع مال آن طور نیست، در مورد دفع مال آن وقتی است که به آن رشد عقلی برای تجارت و اینها برسد، این فرق میکند و الا وجوب به معنای همان وجوب است، به معنای استحباب نیست.
روایت دیگر صحیح محمد بن مسلم...: متی تجب علیه الصلاة؟ خب محمد بن مسلم از استحباب که از امام صادق نمیپرسد از وجوب میپرسد و الا استحباب از دو سالگی هم بچه بلند شود نماز بخواند، خب بارک اللَه! آفرین! فقال اِذا عَقِل الصلاة وقتی که نماز را بشناسد، عَرِف الصلاة، عِقَل یعنی بشناسد نماز را، بفهمد، بفهمد که چه طوری باید نماز بخواند. قُلتُ متی یعقل الصلاة و تجب علیه؟ چه موقع میشناسد صلاة را و تعقل میکند و بر او واجب است؟ ببیند و تَجبُ! فقال لسته سنین شش سال. ببینید اینجا در این روایت امام علیه السلام تعقل صلاة را سته سنین میکند.
در یک روایت دیگر خمسة عشَرَ سنه میکند، آن کدام روایت است؟ صحیحۀ علی بن جعفر عن اخیه، موسی، قال سئلتُ عن الغلام متی یجب علیه الصوم و الصلاة؟ قال اذا راهق الحلم و عَرَف الصلاة و الصوم. این عَرِف یعنی همان عَقِلَ. چه شد؟ در یک جا امام صادق علیه السلام میفرماید در شش سالگی اگر تعقل صلاة را بکند برایش واجب است، در یک جا امام میفرماید اگر پانزده سالگی، راهق الحُلُم یعنی پانزده سالگی دیگر، مراهق یعنی مقارن، راهَقَ ای دانَ، نزدیک بشود، اقتَربَ، نزدیک به آن بشود.

