جلسه ۱۰
1أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
روایاتی که در اینجا آمده مختلف است و همین اختلافی که در اینجا هست موجب تشتت آراء و اقوال شده. یکی از مسایلی که در اینجا مطرح است این است که بعضیها برای رفع این تشتت، روایاتی را که مادون بلوغ است حمل بر استحباب کردند و روایاتی که سنش به همان سن بلوغ عرفی است که پانزده سال و اینها است، حمل بر وجوب کردند.
امّا اگر ما در این روایات دقت کنیم میبینیم که سیاق سیاق واحد است و استحباب دلیل میخواهد. مثلاً در روایت حمزة بن حَمران که در آن خمسة عشر آمده، [در این روایت جنبۀ وجوب آمده دیگر،] قال سئلتُ ابا جعفر علیه السلام قلتُ لهُ متی یجب علی الغلام ان یؤخذ بالحدود التّامه و تُقام علیه و یوخَذ بها فقال اذا خَرجَ عنه الیُتم و اَدرک قلتُ فلذلک حَدٌ یعرف فقال اذا احتلم اَو بلَغَ خمس عشرة سنه اَو عشَر و انبت اُقیمت علیه الحدود التّامه و اُخِذ بها واُخذت له قلت فلجاریة متی تجب علیها الحدود التامه و تؤخذُ بها و یوخَذ لها قال اِنّ الجاریة لیست مثل الغلام اِن الجاریة اذا تزوجت و دُخل بها و لها تسع سنین ذَهبَ عنه الیُتم و دُفِعَ الیها مالُها و جاز اَمرُها فی الشراء و البیع و اُقیمت علیها الحدود التامه و اُخِذ لها و بها. خب یک وجوب در این جا صریح است[ و آن] این است که این باید به سن پانزده سالگی برسد یا اینکه جاریه به سن نُه سالگی و ازدواج برسد، این در اینجا دال بر وجوب است.
سؤال: ...؟
جواب: خب حالا اجازه بفرمائید، منظور من این است که سیاق سیاق واحد است. در بقیۀ روایات هم همین طور است. من این را خواستم بگویم تا اینکه سیاق این خمسة عشرة را در اینجا ملاخطه کنید تا بعد بیائیم راجع به اینجا.
آن وقت روایتی که در اینجا هست روایت صحیح عن حسن بن علی وشاء عن ابا عبداللَه علیه السلام است، قال اذا بلَغَ اَشدهُ ثلاثة عشرة سنه و دَخل فی اربع عشرة وجب علیهم ما وجب علی المحتلمین، در اینجا هم به معنای وجوب است. وجوب هم در اینجا به معنای استحباب نیست که حالا سیزده سال و دخول در چهارده سال استحباب است، همین معنا معنای وجوب است. یعنی در اینجا فرقی با آن روایت پانزده سال نکرده.

