جلسه ۹
5این اذا عَقِل دلیل بر این میشود که در این جا منظور، رسیدن به یک حدّی است که در آن حد عرفان به صلاة پیدا بکند که از باب تمرین لازم است انسان اینها را امر به صلاة بکند.
یک روایتی در اینجا هست که روی این روایت هم خب خیلی بحث شده و این صحیحۀ حسن بن علی بن وشّاء است، عَن عبداللَه بن سنان عن ابی عبداللَه علیه السلام قال اذا بلَغَ اَشُدَّهُ وقتی که به اَشُد برسد ثلاث عشر سنه که سیزده سالگی است و دخل فی اربعة عشر وجب علیه ما وجَبَ علی المحتلمین. در این جا حضرت به مقتضای این روایت، حکم به وجوب صلاة کردند ولو اینکه محتلم نیست و ولو اینکه خمسة عشَرَ را ندارد و ولو اینکه اِنبات هم نشده، یعنی وقتی که داخل در اربعة عشر بشود واجب است بر او همان طور که بر [محتلمین] واجب است، احتلم ام لم یحتَلَم و کُتبت علیه السیئات و کتبت لهُ الحسنات و جاز لهُ کلُ شیء الاّ اَن یکونَ ضعیفاً او سفیهاً.
ببینید در ذیل این روایت میآید...، اگر ذیل این روایت نبود بین این روایت و بین بقیۀ روایتها تعارض بود چون در بقیۀ روایتها خب داریم که حداقل را احتلام یا اِنبات یا خمسة عشر سنه ذکر کردند، در این جا اربعة عشر یعنی اتمام ثلاثة عشر سنه را حدّ برای وجوب میدانند. این الاّ اَن یکون ضعیفاً او سفیهاً میآید بیان میکند که این که حکم رفته روی اربعة عشر سنوات، این به جهتی است که در مقام قوت عقلی باشد یعنی عقلش یک عقلی باشد که...، چون سفیه یعنی عقل ندارد، سفیه نه اینکه مقصودم دیوانه باشد، نه، یعنی حالت صباوت دارد، این معنا معنای سفیه است، ضعیفاً هم که خب به معنای این است که آن استعداد و آمادگی برای صوم و امثال صوم را ندارد.

