جلسه ۹
2تلمیذ: این روایت در حقیقت تمرینی است
استاد: روایت روایت تمرین است، بله. یلزم به معنای تمرین است دیگر. البته گفتیم تمرین منافاتی با صحت ندارد. این صلاة صحیح است منتهی خب این بعنوان تمرین بیان شده.
ولی صحبت در این است که اذا عَقِلَ الصلاة وقتی که صلاة را تعقل کند، این مقدار، لِسته سنین. حضرت در این جا این که میفرماید اذا عَقِل الصلاة معنایش این است که شرط برای هر عملی، تعقل آن عمل است. یعنی فهمیدن است. این که انسان بفهمد این صلاة را، این عمل را، این حکم را، این شرط برای الزام است. باید الزام کنید بچه را که[نماز بخواند،] البته نه اینکه بچه را کتکش بزنید، همین قدر الزام کنید
سؤال: در یک روایتی داشت که عُوقِبَ، عقاب هم می شود. غلامی که سیزده سالش شده باشد هم حسنات نوشته می شود هم سیئات نوشته می شود و عُوقِبَ، منظور از این عُوقِبَ چیست؟
جواب: یعنی معاقب میشود، مورد بازخواست قرار میگیرد، بازخواست منطبق با خودش نه بازخواستی که...، آن بازخواستی را که از یک آدم چهل ساله میکنند آن بازخواست را که از یک آدم پانزده ساله نمیکنند. و[این مطلب در] همه[جا] همین طور است.
فرض بکنید که شخصی یک عمل خلافی انجام داده، مثلاً یک مالی را هدر کرده، یک کار خلافی کرده، ضرری بر خودش رسانده، اگر یک آدم چهل ساله باشد مردم چطور به او نگاه میکنند؟ و اگر یک بچۀ پانزده ساله باشد مردم میگویند آقا کسی نبود دست این را بگیرد؟ هر دو عوقب است،منتهی عوقب داریم تا عوقب. عِقاب [در مورد این بچۀ سیزده ساله] یعنی این مثل بچۀ سه ساله یا چهار ساله نیست که ولش کنند و بگویند برو. یعنی باز خواست میشود و این معنا معنای عوقب است نه آن عقابی که...! آخر عقابی که مورد نظر ماست این است که ما خیال میکنیم که عقاب یک امر واحد لایتغیّر و لایتبدّلی است که ملائکۀ گرز به دست با مشعلهایی از نیران از یک طرف و خازن جهنم از یک طرف و عقارب و افاعی از یک طرف، اسم این را عقاب میگذاریم. این عِقاب نیست.

