جلسه ۹
8فرض کنید من باب مثال، حالا بلا تشبیه بلا تشبیه ما مثال بزنیم، اگر انسان مال مشتبه بخورد مال مشتبه در او اثر میگذارد دیگر ولو اینکه من حیث لا یشعر باشد، این تا حدودی، حالا اگر از عمدٍ باشد، یک جوری، سرقت و غصب باشد، اینها مراتبی دارد، اما فرض کنید که شما گوشت خریدید و گذاشتید، این گربه میآید گوشت را بر میدارد میخورد و میرود. یا فرض کنید که این کبوتر میآید منزل شما و شما برای کبوترهای خودتان دانه ریختید و این کبوتر آن را برمیدارد میخورد و می رود آیا در اینجا این کبوتر کدورت پیدا میکند یا اینکه فرض کنید آن حیوان، گوسفندی که حرکت میکند توی چراگاه و امثال ذلک و میرود و میخورد، این کدورت ندارد. اصلاً اینها تکلیفی ندارند. تکلیف ندارند کدورت هم دیگر ندارند. یعنی بر مقتضای...، اصلاً وضع موضوع برای انسان است نه اینکه برای اینها. رضیع و امثال رضیع هم همین طور است. رضیع و صبی تا این مراحل ده سال و دوازده سال و اینها، اینها اصلاً انگار بلا تشبیه خارج از وضع انسان هستند، اصلاً در یک موقعیت دیگری قرار دارند، موضوع آنها اصلاً تفاوت پیدا میکند لذا حضرت میفرماید کتبت لَهُ السیئات از اینجا به بعد، یعنی از اینجا...
... این هم یکی از همان روایاتی است که تأئید مطلب را میکند که حفظ مراتب در ثواب و عقاب، لازم است.
روایت دیگر، البته روایت روایت غیر صحیحی است که از عبداللَه بن سنان است چون در طریقش افرادی وجود دارند که خلاصه وثاقت آنها اثبات نشده ولی در هر حال شبیه به آن روایت بالاست، عَن ابی عبداللَه علیه السلام: اذا بَلغَ الغلامُ ثلاث عشَرَ سنه کُتِبَت لهُ الحسنة و کتبت علیه السیئة و عوقب و اذا بَلَغتِ الجاریة تسعه سنین فکذلک و ذلک اَنّها تحیضُ لتِسعة سنین. خب این هم یک روایتی است که دلالت بر این مطلب دارد. برای جاریه نُه سال و برای [پسر سیزده سال.] جمع بین این روایات و بین روایت دیگر که الان میخوانیم، این هم اثبات همین مطلب را میکند.

