جلسه ۹
6این ذیل در اینجا میآید بین این روایت و بین روایت خمسة عشر و اینها وفق میدهد، میگوید اگر این اَقلِّ از خمسة عشر بود باز وجوب برایش متعلق میشود اِن لم یکن سفیهاً، از یک طرف بین این روایت و بین سایر روایتها توفیق بر قرار میشود، روایت خمسة عشر و امثال ذلک که میزان برای خمسة عشر، میزان یک میزان کلی نیست بلکه رشد عقلی است که به آن حد برسد، از یک طرف میآید این مطلب را اثبات میکند که حد بلوغ حد احتلام نیست، این برای ما مهم است. ببینید اِحتَلَم اَم لم یحتلم وقتی کسی که...، روایت هم روایت صحیحی هست. روایت صحیح در من لا یحضر جلد٤ صفحه١٦٤ و همین طور کافی جلد ٧ صفحه ٦٩ تهذیب جلد ٩ صفحه ١٩٣ - این آدرسها را وسائل در پاورقی نوشته- و وسائل جلد ١٩ صفحه ٣٦٤ کتاب الوصایا.
مطلبی که ما میخواهیم در اینجا استفاده بکنیم- همان طوری که قبلاً عرض شد- این است که شرط برای بلوغ، احتلام نیست و خمسة عشَر نیست، در این روایت اربعة عشر را ذکر کرده ولکن شرط را چه ذکر کرده؟ اِن لَم یکن ضعیفاً او سفیهاً، این معنایش این است که رشد عقلی داشته باشد. این که من خدمتتان عرض کردم این که در روایات آمده و حد تعیین کرده، نمیشود این بعنوان موضوع باشد به خاطر این جهت است. بخاطر این است که هیچ وقت امام در مقام تعیین حد نیست، امام نمی آید حد تعیین بکند و بگوید این قدر است. امام علیه السلام میتواند شاخص را ذکر بکند، یعنی بگوید که این حدّ حد برای[بلوغ است.] آن ملاکات کلی را بیاید در اینجا بیان بکند. آن وقت آن ملاکات کلی در عالم خارج چه مصداقی دارد آن مصداقش را دیگر یا انسان باید تشخیص بدهد، این یک. در مرحلۀ ثانی خب ائمه هم به عنوان احد من العرف، احد من العقلاء، احد من الافراد، این را به عنوان حکم غالبی ذکر می کنند.

