اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۹

0
فقه

جلسه نهم - بلوغ دختران

نسخه عربی

جلسه ۹

11
  • اتفاقاً یک قضیۀ جالبی دارد این علی بن ابی حمزه که یک رفیقی داشته، همسایه‌ای داشته از بنی امیه و در کوفه بوده و این خلاصه پیش امام صادق علیه السلام می‌آید و حضرت می‌فرمایند که تمام اموال را باید بدهی و فلان و...، بعد حضرت می‌فرمایند من بهشت را برایت تضمین می‌کنم. و این وقتی که می‌آید تمام اموال خود را همه را به صاحبانش برمی‌گرداند و آن مقدار که هم نمی‌شناسد به فقراء می‌دهد که هیچ چیز نمی‌ماند، فقط یک پیراهن و یک شلوار داشته که آن را هم در می‌آورد و می دهد و پیراهن و شلوار را از علی بن ابی حمزه می‌گیرد و آنها را می‌پوشد. بعد حال احتضار دست می‌ دهد و رو می‌کند به علی بن ابی حمزه و می‌گوید که آن وعده‌ای را که صاحبت به من داد به آن وفا کرد که بعد وقتی علی بن ابی حمزه می آید در مدینه وقتی چشمش به حضرت می‌افتد و سلام می‌کند حضرت می‌فرماید که ما وعده‌ای را که به رفیقت دادیم وفا کردیم. آن این طور می شود ولی خود علی بن ابی حمزه جزو معلونین می‌شود و امام رضا علیه السلام او را لعن می‌کنند و به افرادی که آن جا بودند می‌فرمایند که از علی بن ابی حمزه چه خبر؟ آنها می‌گویند ما که از کوفه آمدیم سالم بود، حضرت می فرمایند الان از دنیا رفت و او را در قبر گذاشتند و ملائکۀ عذاب او را گرفتند، خلاصه او را با گرز و فلان و این حرفها...! از او سؤال کردند که امامت کیست؟ از اول گفت و وقتی که به من رسید دیگر نتوانست بگوید و وقتی که نتوانست بگوید دیگر ملائکۀ عذاب او را گرفتند! 

  • خدا عاقبت ما را به خیر کند که چه خواهد شد؟ این که دائم می‌گویند که خدا عاقبت تو را به خیر کند این است. عاقبت به خیر شدن...! آدم خبر ندارد دیگر. ‌