اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸

0
فقه

جلسه هشتم - بلوغ دختران

نسخه عربی

جلسه ۸

5
  • سؤال: ابن زهره و ابن عقیل؟

  • جواب: به نظر ابن ادریس می‌رسد یا ابن عقیل یا ابن زهره یا یکی از اینها که اینها بلوغ را شرط دانسته‌اند در ترتب. یعنی اگر فرض کنید یک بچه‌ای عمل خلافی در کوچکی انجام بدهد، اخت المفعول یا اینکه مثلاً امُهُ و امثال ذلک،[ این عمل خلاف در کوچکی و قبل از بلوغ ] حرمت مُؤبَّد نمی‌آورد. این نظر نظر اینها بود ولیکن خب نه، این قضیه[به این صورت نیست.]

  • اراده در این جا شرط است. یعنی فرض کنید اگر یک دیوانه‌ای یک عمل حرامی را انجام بدهد در این جا احکام وضعیه بر این مترتب نیست. چرا؟ چون در آن جا اراده ندارد. یا این که فرض کنید من باب مثال رَجُلٌ وَقَعَ علی اِمرأةٍ او رَجُلٌ وَقَعَ علی شخصٍ آخر فی حالة النوم وامثال ذلک، یا مثلاً بعضی از امور غیر اختیاری اگر واقع بشود، در این جا چون مِن غیرِ اختیارٍ هست در این جا این احکام بر آن مترتب نیست. این هم دستۀ دوم. 

  • اما بعضی از احکام داریم که قطعاً در این احکام، تکلیف در این جا شرط است. یعنی در تعلق این حکم و عدم تعلق این حکم، خود تکلیف، یعنی رسیدن به یک مرتبه‌ای که در آن مرتبه است که کُلفَت در آن مرتبه برای انسان می‌آید، یعنی تکلّف در آن جا می‌آید، تکلیف از کلفت است، از تکلّف است، از قید است، از زمام است، از تعلق است، [ این مرتبه، لازمۀ تکلیف است] و این مرتبه مرتبۀ عقل است. در بسیاری از احکام، در آن جا شرط تعلقشان و عدم تعلقشان تحقق و عدم تحقق عقل است مانند احکامی که در اینجا کیفر و جزا بعنوان حدود و بعنوان قصاص بر آن مترتب است، قطعاً بر اینها تکلیف تعلق می‌گیرد. یا فرض کنید احکامی که مربوط به حج است، حج در صورت استطاعت می‌آید با تکلیف، اگر یک بچه‌ای [پولدار] باشد ولو ده کرور مال داشته باشد ولی به حد تکلیف نرسیده باشد حجی بر او واجب نیست. یا دیوانه اگر الاف و اُلوف داشته باشد، اما حج بر او واجب نیست. چون در تعلق حج و در استطاعت، تکلیف در اینجا شرط است که بلوغ باشد و یکی از شرایط بلوغ هم عقل است دیگر. اگر عقل نداشته باشد تکلیف دیگر از آن برداشته می‌شود. یا اینکه فرض کنید در حدود و قصاص، مسئلۀ حدود و قصاص، اینها احکامی که این احکام بر نفس الفعل تعلق نمی‌گیرد یا بر نفس الاراده ولو من الصَبی تعلق نمی‌گیرد، اگر صبی عمل خلافی انجام داد، در اینجا آن صبی را تعزیر می‌کنند. مثلاً اگر صبی شرب خمر کرد یا سرقت کرد دستش را قطع نمی‌کنند بلکه تعزیرش می‌کنند، چندتا شلاقش می‌زنند همین قدر که بترسد و بدنبال قضیه نرود. و همین که شما می‌گوئید تعزیر، مراتب تعذیر هم خب تفاوت پیدا می‌کند. یک وقت بچه بچۀ ٥ ساله است و می‌آید یک چیزی را می‌دزدد و شما فقط گوشش را می‌گیرید، یک وقتی بچۀ ده ساله است شما دو تا سیلی هم در گوشش می‌زنید، یک وقتی بچۀ ١٣ ساله و ١٤ ساله است، شما٢٠ تا ضربۀ شلاق هم فرض کنید به او می‌زنید که...، خب این بسته به مقدار سعه و ظرفیتش است چون تعزیر جنبۀ تنبیهی دارد، از این نقطۀ نظر فرق می‌کند. لذا در مورد تشخیص جرائم، قاضی باید لحاظ مورد را بکند که تا چه حد این جرم برای این مورد ثابت می‌شود. خب این مسئله مسئلۀ تعذیر است.