جلسه ۸
3یک وقتی به این عنوان میپردازد که این یک مالی است که تعلق میگیرد به حق اینها و مال اینهاست و میپردازد، این صحبت در آنجا هست که الان این مال، واقعاً مال این شخص سید است که در ملک من است و من دارم این را میپردازم و بدون اجازۀ مجتهد هم میپردازم، این کفایت میکند. یک وقتی نه، میرود به او میپردازد و میگوید من دارم از جیبم این را به تو میپردازم، آن شخص در اینجا نیّت این را میکند که [این سید]حق خودش را نمیگیرد منتاً علیه این فرد دارد از جیبش میپردازد، این کفایت نمیکند. یعنی در اداء خمس این طور نیست که...، یا در اداء زکات، فرقی نمیکند، شارع در اداء زکات، خصوصیت عنوان را هم مورد نظر قرار داده که عنوان عنوان زکات است، عنوان عنوان خمس است، این را شارع مورد نظر قرار داده. لذا اگر کسی که باید خمس بدهد برود و این مبلغ را یک چیزی بگیرد و به یک سیدی که مثلاً خانه ای خریده بدهد و بگوید این هم هدیۀ ما، این از باب خمس حساب نمیشود چون آن شخص[سید] به عنوانی که این[هدیه] ملک اوست و مال اوست تلقی نمیکند[ بلکه] بعنوان اینکه[ این هدیه،] هبهای[ است که] از طرف شخصی اداء میشود تلقی میکند، این در اینجا اداء ذمه نمیکند. ولی بحث ما در اینجا این است که به تعلق مال به عنوان یک حکم وضعی که بر او حکم تکلیفی تعلق میگیرد آن تعلق بر نفس مال است چه آن مکلّف عالم باشد یا جاهل باشد، معاند باشد یا غیر معاند باشد، این تکلیف تعلق میگیرد. و دلیل بر این مطلب این است که در بعضی از روایات و اینها هست که این در مقام غیبت، اختیاری است ولی در مقام ظهور این اجباری است یا اینکه در مورد زکات، حکومت و دولت بالاجبار این زکات را حق دارد که بگیرد البته در بعضی از مواردِ استثناء هم ما دیدیم که رسول خدا این...

