جلسه ۸
13... مربّیٌ و بعنوان انّه حاکمٌ و بعنوان أنّهُ ناظم للنظام الشرعی و التربیة الاجتماعی، به این عنوان باید افراد را نسبت به مسائل اجتماعی سوق بدهد، افراد را باید...، باید بترساند و بگوید که در موقع نُه سال به بعد اگر فرض کنید من باب مثال این کار را انجام ندادی حدّت میزنند، امّا اگر حالا آمد انجام داد به طرف میگوید بابا ده تا به او بزن، بچه است دیگر، ولش کن. نمی آید حالا ٨٠ تا تازیانه به او بزند، باید بگوید که فرض کنید که اگر به احتلام رسیدید عِقاب اُخروی دارید، اگر نگوید خب نمیخواند، پنجاه سال هم می گذرد نمیخواند. چاره ندارد که بگوید. امّا اگر فرض بکنید که حالا یک بچۀ پانزده ساله در زمان حکومت امیرالمؤمنین، بالاتر از این! یک پسر بالغ آمد و در میان اجتماع روزه اش را خورد امیرالمؤمنین به قنبر میگوید هشتاد تازیانه به این بزن؟! یا اگر هم بگوید بزن می گوید یواش بزن، همین یواش بزن که فلان، یا ده تا محکم بزن، دو تا کتکش میزند و میرود. این روش است. و ما میبینیم اینها این را در ما بزرگها هم به کار میبرند چه برسد به این که در این...! شلاق را نگفتم ها!
وقت گذشت، انشااللَه دیگر بقیۀ مطلب، مواردش و فلان بماند برای فردا. یعنی امروز ما به آن بزنگاه قضیه رسیدیم که امتیاز بین تکلیف را...
سؤال: ...؟
جواب: بله آقا الی ماشاءاللَه می آییم و مواردش را عرض میکنیم. در مورد استمناء است، در مورد زنا است، در مورد سرقت است، در مورد ...
سؤال: پس باز در اینجا تقریباً شارع یک امر عرفی را در نظر گرفته، یک سیره حاکم هست دیگر؟
جواب: اصلاً لازمۀ جریان اجتماع این است. همین طور نسبت به نظام خود بچه. یعنی شارع در اینجا دو جهت را مد نظر قرار میدهد:
یکی مصالح و مفاسد اجتماعی که دیگر هر کسی نیاید فرض کنید هر کار دلش میخواهد بکند، اصلاً جامعه هتک بشود، ارزشها از بین برود.

