اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۸

0
فقه

جلسه هشتم - بلوغ دختران

نسخه عربی

جلسه ۸

11
  • ... شارعی که آمده در اینجا تکلیف را بر کمتر از آن رشد عقلی متعلق کرده، هر تکلیفی می‌خواهد باشد، تکلیف به عبادات البته غیر از آن تکالیفی که عرض کردم که در آن تکالیف به مکلف به عنوان انّه مکلّف تعلق نمی‌گیرد بلکه به مکلف به عنوان تعدیه تعلق می‌گیرد ولی اصل به نفس فعل تعلق می‌گیرد چه در موارد ضمان و چه در موارد احکام وضعیه مثل نکاح و امثال ذلک یا در مورد ضرائب شرعی مثل خمس و زکات و امثال ذلک، در اینها تکلیف به فعل تعلق می‌گیرد که البته عرض شد در بعضی از آنها اراده شرط است ولو ارادۀ صبی، مانند فرض کنید که من باب مثال در صحت معاملات صبی، اراده شرط است ولیکن اراده لازم نیست ارادۀ شخص بالغ باشد، صبی هم در آنجا باز اراده دارد. یا اینکه در آن مواردی که اراده شرط است. بله در احکامی که...، منظور ما از تکلیف و آنچه که مد نظر شارع است- و آنقدر سر و صدا کرده و آنقدر اشکال بوجود آورده- عبارت است از تکالیفی که در تعلق و عدم تعلق آن، تحقق و عدم تحقق عقل در اینجا دخالت دارد، این تکالیف تکالیفی است که عقاب اخروی و حدود دنیوی بر این تکالیف مترتّب است.

  • حالا این تکلیف آن تکلیفی است که بر پایۀ عقل است. مادون این، تکالیفی که آمده روی بلوغ، تمام تکالیفی که بر آن حد آمده تعیین شده و حدودش را ما می بینیم که حدود ظاهری است، یعنی احتلام مسئلۀ ظاهری است، مسئلةٌ ظاهریه، بلوغ خمسة عشر مسئلةٌ ظاهریه، بلوغ انبات اشعار مسئلةٌ ظاهریه، طمث مسئلةٌ ظاهریه، بلوغ تسعة عشر للبنات مسئلةٌ ظاهریه، تمام آن علامات و نشانه‌هایی که برای جهات ظاهری آمده است ما نمی‌توانیم در جهات عقلی آنها را دخالت بدهیم. متوجه شدید! آن جهاتی که برای...، اگر بعنوان حاکی باشد، لعل لقائل ان یقول: ممکن است تخلّف حاکی از محکی باشد، تخلّف عنوان از معنون باشد، چه طور شما فرض کنید می‌گوئید...؟ اگر عنوان عنوان حاکی لحاظ است- که ما این را می‌گوئیم- عنوان مشیر در اینجا هست، خب در جایی که این عنوان محقق نیست بنابراین تبعات و آن تکالیف هم محقق نیست. اگر در اینجا منظور نفس این خصوصیات است ما در اینجا می‌گوئیم تکالیفی بر اینها تعلق می‌گیرد که به لحاظ همین خصوصیات باشد، دیگر آن تبعاتش، بر آنها تعلق نمی‌گیرد. بله می‌توانیم بگوئیم نماز برای دختر در طمث واجب است، نخواند نخواند. فرض کنید که روزه برای دختر در دوازده سالگی یا بعد از طمث لازم است خب آیا معنایش این است که اگر این آمد افطار در روزه کرد حدود بر او جاری است؟ نه، حدود بر او جاری نیست. چرا؟ چون حدود بر عقل تعلق گرفته.