جلسه ۸
9این معنایش الزام ابوین است بر اینها، آقا الزامشان کنید که از سرشان نیفتد، آمادگی داشته باشند و همین طور اثراتی که مترتب بر روزه هست به اینها برسد نه اینکه فقط تمرین باشد بلکه این اثرات برسد. آن وقت در اینجا این مطلب را ما میخواهیم بگوئیم و از این جا به این نکته میرسیم، روایاتی که دارد که اگر سن به این حد برسد ثواب است و اگر به آن حد برسد عقاب است و اینها، این روایات به ما این را میرساند که تکالیفی را که خداوند این تکالیف را متعلق کرده بر افراد، این تکالیف نه به معنای یک امر الزامیی که در وقوعش مصلحت واقعیه و در خلافش عقاب اخروی و معارضۀ با او حکم عناد و شرک و امثال ذلک را دارد! آقا یک دختر ده دوازده ساله اگر بیاید کفر به خدا را بگوید شما فقط به او می خندید. در بحث ارتداد و این حرفها گفتیم که اصلاً...! حالا چه برسد به این که اگر نماز نخواند با این نماز نخواندن بگوییم که خدا او را عقاب مُخلد میکند! اصلاً معنا ندارد. کفرش اصلاً عدم کفر است. بچه چه میفهمد؟ دختر ده ساله یا دوازده ساله خدا نمیفهمد که چیست که بیاید به خدا فحش بدهد و امثال ذلک!
این تکلیفی که در روایات هست، این تکلیف این جهت است، امروز این مسئله را میخواستم عرض کنم، که این تکلیف نه به معنای آن امر ملزمهای است که متعلق بر مکلّف است بلحاظ اقتدار عقلی او و نه بلحاظ رشد عقلی او که آن رشد عقلی مقتضی تبعات و مقتضی توابع مسئله از عِقاب و حدود و مسائلی است که مترتب میشود بر جهت عقل و بر جهت اراده و اختیار، این تکلیف آن تکلیف نیست. این تکلیفی را که شما میبینید نسبت به دختر یا نسبت به پسر و امثال ذلک، این تکلیف صرف نظر از احتلام، صرف نظر از آنها، اگر این پسر یا این دختر، فرق نمیکند، ما نمیخواهیم حد قرار بدهیم، حد قرار دادن اصلاً اشتباه است، آن کسانی که میآیند و میگویند سیزده سال و چهارده سال، اشتباه است، آن کسانی که میگویند پانزده سال برای پسر، این اشتباه است. اصلاً حد قرار دادن غلط است، معیار این است، مصداق خارجی آن در حد نمیگنجد. اگر یک حدی را قرار بدهیم از باب غلبه است. معیار این است ما مصداق را نمیتوانیم تعیین بکنیم.

